اهدای جوایز هفتمین دوره‌ی جایزه هنر و ادبیات گمانه زن

پوستر

هفتمین جشن سالانه‌ی علاقه‌مندان، نویسندگان، مترجمان، ناشران و تمام اهالی ادبیات ژانری در راه است. دوباره نوبت اهدای تندیس و لوح‌های یادبود فرا رسیده تا از بهترین‌های ادبیات گمانه‌زن (علمی‌تخیلی، فانتزی و وحشت) فارسی‌زبان در سال ۱۳۹۱ در چهار بخشِ «نویسنده‌ی برگزیده»، «مترجم برتر»، «ناشر برتر» و «مروج سال» و در حضور فعالان و علاقه‌مندان به این گونه‌ی ادبی تقدیر شود. جوایز جایزه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن (سال ۱۳۹۱) در روز جمعه ۲۹ شهریور ماه یک هزار و سیصد و نود و دو خورشیدی، از ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰ در محل باغ‌موزه‌ی قصر اهدا خواهند شد.

دبیرخانه‌ی جایزه با استفاده از این فرصت از همه‌ی اساتید، صاحب‌نظران، اندیشمندان، قلم‌پروران و طرفداران ادبیات گمانه‌زن (علمی‌تخیلی، فانتزی، وحشت) برای شرکت در این آیین دعوت می‌کند. شرکت در این مراسم برای عموم آزاد است.

زمان: جمعه ۲۹ شهریور ماه ۱۳۹۲، از ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰

مکان: خیابان شریعتی، خیابان پلیس، میدان پلیس، باغ‌موزه‌ی قصر

آکادمی فانتزی

نمی دونم چقدر اهل خوندن و پیگیری کمیک استریپ ها هستین اما امروز می خوام یه سایت رو بهتون معرفی کنم که یک سال و نیمی هست راه افتاده و استقبال خوبی ازش شده: فانتزی کمیک؛ دروازه ای به دنیای کمیک.

بچه های آکادمی فانتزی این بار این جا جمع شدن تا برای دوست داران کمیک آثار برتر و به روز خارجی رو ترجمه کنن. توی این سایت به صورت آنلاین می تونین کمیک های ترجمه شده رو بخونین و خبرهای مربوط به کمیک و مباحث مربوط به این مقوله رو دنبال کنین.

در ضمن بچه های آکادمی فانتزی علاوه بر این ها توی این روزها خیلی زحمت می کشن چه برای سایت، چه برای نشریه اینترنتی گمانه زن و چه توی نشست های نقد داستان هرهفته ایشون.

این مطلبی که می گذارم مربوط به شگفتزار گویاست اگر شما جزو طرفدارای فانتزی و بخصوص نشریه گمانه زن هستین می تونین توی فرایند صوتی کردن نشریه به بقیه ی بچه ها کمک کنین.

فراخوان شگفتزار گویا

علاوه بر این ها شما می تونین توی جلسات داستان خوانی آنلاین فنزین هم که یک روز در هفته برگزاره شرکت کنین و حتی داستان های گمانه زن خودتون رو با انتشار توی وب سایت فنزین توی نوبت خوانش و نقد قرار بدین.

در ضمن این بچه ها توی بیشتر فضاهای مجازی هم فعالیت دارن از جمله فیس بوک، توییتر، گودریدز و اینستاگرام.

چرا فریدون ضحاک را نکشت؟

خوندن این مطلب خالی از لطف نبود.


ابوالفضل خطيبي :

در بخش اساتيري شاهنامه، نبرد فريدون با ضحاك جايگاهي ويژه دارد. پس از آن‌كه فره‌ي ايزدي از جمشيد دور مي‌شود، ضحاك بر ايران دست مي‌يابد و با ستم و بيدادگري، هزار سال پادشاهي مي‌كند. در اين بهره از شاهنامه، با دو بخش روبه‌رو هستيم: يكي سركشي و شورش كاوه است و ديگري يورش فريدون به كاخ ضحاك. اين دو بخش با آن‌كه جدا از هم هستند، پيوند داستاني و ساختاري دارند. اين را هم بايد يادآور شد كه نبرد كاوه و دادخواهي او، در دوران جديدتري به حماسه‌ي فريدون افزوده شده است.
در بخش دوم شاهنامه است كه فريدون ضحاك را شكست مي‌دهد و دربند مي‌كند. در شاهنامه آمده است هنگامي كه فريدون مي‌خواهد ضحاك را بكشد، سروش (پيك آسماني) پديدار مي‌شود و با گفتن رازي در گوش فريدون، از او مي‌خواهد كه دست از كشتن ضحاك بكشد: «همان‌گه بيامد خجسته سروش/ به چربي يكي راز گفتش به گوش؛ كه اين بسته را تا دماوند كوه/ ببر همچنين تازنان بي‌گروه». سروش مي‌گويد كه زمان كشته شدن ضحاك فرانرسيده است و سرنوشت او در اين زمان نيست. فريدون نيز ضحاك را به كوه دماوند مي‌برد و در آنجا به بند مي‌كشد. پرسشي كه من مي‌خواهم به پاسخ آن برسم اين است كه سروش چه رازي در گوش فريدون گفت و آن چگونه سخني بود كه فريدون را واداشت تا دست از كشتن ضحاك بكشد؟
مي‌دانيم كه در شاهنامه گفته نشده است كه سروش چه رازي را با فريدون در ميان گذاشت؛ اما در متن‌هاي پهلوي آمده است كه چنان‌چه فريدون، ضحاك را مي‌كشت، از بدن ضحاك آن اندازه «خرفستر» (موجود زيانكار) بيرون مي‌آمد كه جهان آكنده از خرفستران مي‌شد. آيا آن رازي كه سروش در گوش فريدون گفت، همين است؟ به گمان من، نه. آن راز را بايد در جايي ديگر جست؛ اما پيش از آن، بايد نكته‌اي را يادآوري كرد.
مي‌دانيم كه در دين زرتشتي، آن‌چه اهميت دارد، زندگي است، نه مرگ. در همه‌ي آموزه‌هاي دين زرتشت، پافشاري بر روي زندگي است. مرگ و زندگي از هم جدا هستند و كسي كه مي‌ميرد، به دنياي مردگان مي‌پيوندد. در اين دين، حتا مرگ دشمن هم خواسته نمي‌شود. مهم اين است كه دشمن ناكار باشد. ضحاك، به دست فريدون، ناكار شده بود و در دماوند گرفتار بود. پس ديگر كشتن او بايستگي (:ضرورت) نداشت. اما اين آن رازي نيست كه با فريدون در ميان گذاشته شده بود.
بر پايه‌ي متن‌هاي پهلوي، ضحاك تا پايان جهان در بند مي‌ماند؛ سپس بندهايش را پاره مي‌كند و يك‌سوم موجودات و گياهان را از بين مي‌برد. در استوره‌ها آمده است كه آتش (ايزد آذر) و آب از اهورامزدا مي‌خواهند كه كاري بكند. حتا ايزد آذر نزد فريدون مي‌رود و از او مي‌خواهد كه ضحاك (اژي‌دهاك) را نابود كند. اهورامزدا، به جاي فريدون، به گرشاسپ (كرساسپه) فرمان كشتن ضحاك را مي‌دهد. در گذشته‌هاي دور، بزرگ‌ترين پهلوان ايران، گرشاسپ بود، نه رستم. گرشاسپ مامور مي‌شود كه از خواب گران برخيزد و ضحاك را بكشد. پرسش اينجاست كه چرا گرشاسپ بايد ضحاك را بكشد؟
بر پايه‌ي اوستا، گرشاسپ پيش از كشتن ضحاك، چهار اژدها را از پا درآورده بود. يكي از آنها اژدهاي «گندره» است كه در شاهنامه به نام «كندرو» آمده است. پس مي‌توان گفت كه گرشاسپ در اژدها‌كشي چيره‌دست است. از سوي ديگر، گرشاسپ با كشتن ضحاك مي‌تواند تاوان لغزش و گناه خود را بدهد. گناه او پاس نداشتن آتش بود. از اين رو، ايزد آذر هرگز نخواست كه گرشاسپ به بهشت برود. پس او تا پايان جهان در خواب مي‌ماند. يك لغزش ديگر گرشاسپ، آميزش با پري به نام «خنه ثيتي» بود كه گناه بسيار بزرگي به شمار مي‌رفت. به تاوان اين دو گمراهي، گرشاسپ بايد ضحاك را مي‌كشت.
نكته‌اي ديگر كه به پرسش آغازين بازمي‌گردد، پيوند ضحاك با اهريمن است. برخي از بازگفت‌ها، نژاد ضحاك را به اهريمن مي‌رسانند. پس ما با يك موجود اهريمني سر و كار داريم. اهريمن نيز جاوداني و هميشگي نيست و مي‌بايد در يك زماني نابود شود. باورهاي كهن مي‌گويند كه اهريمن نبايد در اين دنيا از بين برود. بايد او را اسير و دربند كرد و آن اندازه در تنگنا گذاشت تا براي رهايي خويش، كوشش كند. با اين كوشش است كه از نيرويش كاسته مي‌شود و زمينه نابوديش فراهم مي‌شود. ضحاك هم كه موجودي اهريمني است، همين ويژگي را دارد. ديگر آفريدگان اهريمني، مانند آز و خشم نيز چنين‌اند. اين دو هرگز در اين جهان از بين نمي‌روند، بلكه بايد به فرمان درآيند و در پايان جهان نابود شوند.
بر پايه‌ي متن پهلوي «زند وهومن يسن»، در پايان جهان، هنگامي كه هزاره‌ي اوشيدرماه پايان مي‌يابد، ضحاك بندها را پاره مي‌كند. ايزد سروش و ايزد نريوسنگ از سوي هرمزد فرمان مي‌يابند كه گرشاسپ را از خواب بيدار كنند تا ضحاك را از ميان بردارد. در اينجا نقش ايزد سروش را در كشته شدن ضحاك مي‌بينيم. اكنون آن بيتي از شاهنامه را بايد به ياد آورد كه سروش در گوش فريدون رازي را گفته بود و از او خواسته بود كه به جاي كشتن ضحاك، او را به بند بكشد. پس سروش مي‌دانسته است كه داستان چيست و مرگ ضحاك در چه زماني و به دست چه كسي خواهد بود. اين همان رازي است كه سروش در گوش فريدون گفت. راز او چنين است كه مرگ ضحاك، در پايان جهان و به دست گرشاسپ خواهد بود.
اكنون پرسشي پيش مي‌آيد كه بايد براي آن پاسخي يافت. گفتيم كه اگر ضحاك كشته شود، جهان پر از خرفستر خواهد شد. پس چرا در پايان جهان با كشته شدن ضحاك به دست گرشاسپ، گيتي پر از خرفستر نشد؟ پاسخ اين است كه بر پايه‌ي متن‌هاي پهلوي، در پايان جهان، اهورامزدا به ايزد فلزات فرمان مي‌دهد كه ذوب شود. بر اثر آن، سيلي از آهن گداخته همه‌ي جهان را فرامي‌گيرد. مردگان، چه پرهيزكار و چه ناپرهيزكار، زنده مي‌شوند و درون اين سيل گداخته‌ي آهن قرار مي‌گيرند. آنهايي كه پرهيزكار باشند، آهن آب‌شده آسيبي به آنها نمي‌زند و كساني كه ناپرهيزكار بوده‌اند، سيل گداخته گناهانشان را از بين مي‌برد. اين يك جدايي آشكار ميان دين ايراني و دين‌هاي سامي است. در دين ايراني، عذاب جاودان نداريم. در همين جا است كه مي‌گويند سيل گداخته موجودات اهريمني را مي‌سوزاند و از بين مي‌برد. خرفستران هم كه از بدن ضحاك بيرون آمده‌اند، با اين سيل از بين مي‌روند.
اين را هم بايد گفت كه در پژوهش‌هاي شاهنامه‌شناسي، بايد جابه‌جا به اوستا و متن‌هاي پهلوي نگريست؛ چرا كه شاهنامه را بدون خواندن اوستا و آن متن‌ها، نمي‌توان دريافت. درست است كه شاهنامه در سده‌ي چهارم پديد آمده است و دستاورد آن دوره است، اما نوشته‌ها و داستان‌هاي آن برگرفته از خداي‌نامه‌ي پهلوي و بازگفت‌هاي (:روايت‌هاي) اوستايي است. بنابراين، آن‌چه ما به نام شاهنامه مي‌شناسيم، از يك نگاه فراهم آمده‌ي سده‌ي چهارم است و از نگاهي ديگر، فشرده و برگرفته از آيين‌ها و تاريخ باستاني نياكان ما، از آغاز تا پايان روزگار ساسانيان است. پس فهم آن در گرو دانستن اوستا و خواندن متن‌هاي بازمانده‌ي پهلوي است.

منبع:یک پزشک و تارنمای امرداد

نمایشگاه و حراج کتاب در لندن و مقایسه آن با ایران

برای ایجاد رابطه مثبت بین كودكان و كتاب در انگلستان، هزارتویی طراحی شده است تا بچه ها در درون این هزار تو بازی كنند و زمانی كه خسته شدند كتابی را انتخاب و مطالعه نمایند.
چیدمان منظم كتاب ها از هم اكنون به كودكان این كشور یادآور می شود كه به این سرمایه ارزشمند احترام بگذارند.

هم زمان با عرضه كتاب در شهر لندن به منظور ارتقا فرهنگ كتاب و كتابخوانی، حراج بیش از صدهزارجلد كتاب در شهر اراك آغاز شد. چیدمان منحصر به فرد این كتاب ها نیز نظر بسیاری از بازدیدكنندگان را به خود جلب كرد.

تصاویر زیر عرضه بیش از 250 هزار جلد كتاب در شهر لندن را با حراج 100 هزار جلد کتاب در ایران مقایسه می كند؛ تصاویری که بی توجهی و کم اهمیتی به ارزش کتاب و به تبع آن میزان پایین مطالعه و کتابخوانی در میان هموطنان را نشان می دهد، همان مشکلی که گریبانگیر جامعه ایرانی است .

 

منبع: سایت روزنه

رونمایی از کتاب استاد حمید عبدالهیان

مراسم رونمایی از کتاب «عشق و رب به اندازه کافی »

مجموعه داستان های کوتاه حمید عبداللهیان


با حضور دکتر مسعود جعفری ، دکتر عسگر عسگری ، بلقیس سلیمانی ، علیرضا ایرانمهر ، رضیه انصاری و جواد پویان


زمان : چهارشنبه 24 آبان ساعت 16


نشانی : خیابان شریعتی - خیابان شهید کلاهدوز ( دولت سابق ) نبش خیابان شهید نمعمتی (کیکاووس ) - خانه شاعران ایران - دفتر شعر جوان


باتشکر از آیلا

عشق و رب...

کتاب استاد توزیع شد...لطفا تا هفته های اول آبان کتاب را بخوانید تا در وبلاگ برای نقدش شرکت کنید.

تشکر

جمع آوری کتاب های موراکامی در چین!؟

به دنبال بالا گرفتن کشمکش بر سر تعدادی از جزایز شرق چین رمان‌های ژاپنی از قفسه کتاب فروشی‌های پکن جمع‌آوری شدند.

به گزارش خبرآنلاین، چین و ژاپن دو کشوری هستند که هر دو بر سر ادعای مالکیت جزایری-  به نام‌های جزایر سنکاکو در ژاپن و دیائو در چین شناخته می‌شوند – که متعلق به تایوان است با یکدیگر نزاع دارند.   
این نزاع وقتی شروع شد که ژاپنی‌ها در ماه جاری اعلام کردند، جزیره‌ها را از یک مالک خصوصی خریداری کرده‌اند. جرقه کشکمش میان معترضان چینی وقتی شعله‌ور شد که ژاپنی‌ها شرکت‌ها و اداره‌هایشان را چین بستند و به روابط دیپلماتیک خود پایان دادند.
حالا پای این مشاجره به ادبیات هم باز شده است، به طوری که کتاب‌فروشی‌های چین کتاب‌های نویسندگان ژاپنی را از قفسه‌هایشان برداشته‌اند.
کتاب‌فروشی معروف وانگ فوجینگ نسخه چینی کتاب‌ 1Q84هاروکی موراکامی را مانند دیگر نویسندگان ژاپنی جمع‌آوری کرده است.
یکی از کارکنان یک کتابفروشی در چین می‌گوید: «ما کتاب‌های ژاپنی را نمی‌فروشیم، اما چیز زیادی درباره دلیل آن نمی‌دانم، شاید به این دلیل باشد که روابط ژاپن و چین خوب نیست.»
خبرگزاری آساهی ژاپن گزارش داده است که اداره شهری رسانه‌ها و انتشارات پکن موضوع اعلام منع ناشران را از انتشار کتاب‌هایی را که به ژاپن مربوط می‌شود یا نوشته نویسندگان ژاپنی است، از سوی نماینده‌اش تکذیب کرده است.
منبع: گاردین/25 سپتامبر/ ترجمه زینب کاظم‌خواه

*


هاروکی موراکامی که بخت اصلی جایزه نوبل 2012 بود نسبت به ممنوع شدن انتشار کتاب‌هایش در چین واکنش نشان داد.

به گزارش خبرآنلاین، موراکامی که در سراسر دنیا محبوب و تحسین‌شده است، جنجال پیرامون مالکیت چنده جزیره میان ژاپن و چین و استفاده از عبارات وطن پرستانه در این جنجال را نقد کرد.
 
سال‌هاست چین و ژاپن بر سر جزایر سنکاکو (که در چین دیایو نام دارد) با هم درگیر هستند و وقتی چندی پیش ژاپن اعلام کرد این جزایر متعلق به اوست تظاهرات گسترده‌ای در چین صورت گرفت.
 
موراکامی که در چین بسیار محبوب است، و اخیرا چاپ چندین کتاب از جمله رمان‌های خودش در چین ممنوع شده به این کار واکنش نشان داد.
 
«وقتی درگیری بر سر یک تکه زمین از مسیر درست خارج می‌شود و وارد وادی احساسات ملی‌گرایانه می‌شود، موقعیت خطرناکی شکل می‌گیرد که راه خروجی ندارد.»
 
نویسنده «بیشه نروژی» در ادامه مقاله‌اش در صفحه نخست «آساهی شیمبو» نوشت: «وطن پرستی مثل نوشیدنی ارزان قیمت است. خیلی سریع شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و دیوانه می‌کند. باعث می‌شود داد بزنید و بی‌تربیتی کنید... وقتی هم که به وضعیت طبیعی بازگردید می‌بینید چیزی جز سردرد نصیبتان نشده است.»
 
او افزود: «ما باید مراقب سیاست و سیاستمدارانی باشیم که چنین نوشیدنی به ما عرضه می‌کنند و اجازه می‌دهند امور از کنترل خارج شوند.»
 
موراکامی مشهورترین نویسنده زنده ژاپن است که کتاب‌هایش به بیش از 40 زبان ترجمه شده‌اند، او مقاله‌اش را زمانی نوشته که سردمداران دو کشور در مجمع سازمان ملل در نیویورک با هم درگیری لفظی پیدا کردند.
 
نویسنده «کافکا در ساحل» همچنین از اینکه دولت چین دستور داده کتاب‌های نویسندگان ژاپنی و کتاب‌های نویسندگان چینی درمورد ژاپن را از روی پیشخوان خود جمع آوری کنند، ابراز تاسف کرد. یکی از این کتاب‌های «1Q84» جدیدترین اثر موراکامی است که فروش فوق‌العاده‌ای داشته است.
 
موراکامی در مقاله‌اش اصلا مقامات ژاپن را به اقدام متقابل مثل توقیف کتاب‌های چینی تشویق نکرده است و گفته با چنین اقداماتی «ما مشکل خودمان می‌شویم و این کار مثل این است که خودزنی کنیم.»
 
«وقتی از دو حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم» و «پس لرزه» از دیگر کتاب‌های موراکامی هستند که امسال یکی از بخت‌های اصلی نوبل ادبیات است. رقیب اصلی او طبق گمانه‌زنی‌های اهالی ادبیات کیس نوت‌بوم شاعر هلندی است.
 
گاردین / 1 اکتبر / ترجمه: حسین عیدی‌زاده


هر2خبر از خبرآنلاین.

مو یان برنده ی نوبل2012



آکادمی نوبل روز پنجشنبه مو یان را به عنوان برنده نوبل ادبیات سال 2012 معرفی کرد.
 
آکادمی نوبل در بیانیه‌ای این نویسنده را به دلیل «رئالیسم وهم‌گونه‌اش که حکایات بومی را با تاریخ و دنیای معاصر ترکیب می کند» برنده این جایزه معرفی کرد.
 
مو یان 57 ساله یکی از نویسندگان معروف چین است که اغلب آثارش در چین توقیف شده‌اند و بیشتر در بازار سیاه به فروش می‌رود. او را فرانس کافکای چین نیز لقب داده‌اند.
 
نام اصلی این نویسنده گوآن مویه است. او نام مستعار مو یان به معنای «سخن نگو» را برای خود انتخاب کرد که طعنه‌ای است بر فشارهای دولت چین برای سانسور ادبیات.
 
اولین رمان او به نام «بارش باران در شب بهاری» سال 1981 منتشر شد. مو یان برنده جوایز مختلفی از جمله جایزه بوکر آسیایی است.
 
او آخرین رمانش به نام «زندگی و مرگ مرا خسته می کنند» در 43 روز نوشته است.

هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی، کورمک مکارتی و فیلیپ راث نویسندگان آمریکایی، اسماعیل کاداره نویسنده اهل آلبانی و کو اون شاعر اهل کره جنوبی، از جمله چهره‌هایی بودند که بخت بالایی برای دریافت جایزه نوبل ادبیات امسال داشتند.
 
پارسال این جایزه به توماس ترانسترومر شاعر سوئدی اعطاء شد.

*

مو یان نویسنده چینی در حالی برنده جایزه نوبل ادبیات شد که برای خوانندگان ایرانی چندان آشنا نیست.

حسین عیدی‌زاده:  مو یان با نام اصلی گوآن مویه پنجم مارس سال 1955 در گائومی، استان شاندونگ چین به دنیا آمد.

او نویسنده رمان و داستان کوتاه است و به دلیل داستان‌های نوآورانه، تخیلی و توهم‌آفرینش در دهه 1980 به شهرت رسید.
 
یان در زادگاهش دوران دبستان را گذراند، اما کلاس پنجم بود که درگیری‌های انقلاب فرهنگی چین موجب شد تحصیل را موقتا رها کند. او سال‌ها به کشاورزی مشغول بود و از سال 1973 در کارخانه‌ای مشغول به کار شد. یان سال 1976 به ارتش آزادی بخش مردم پیوست و از سال 1981 داستان‌نویسی را شروع کرد.
 
او بعدا در فاصله 1984 تا 1986 در آکادمی هنر ارتش آزادی بخش مردم ادبیات خواند و داستان‌های «تُرُب قرمز روشن»، «انفجارها» را در همین دوران منتشر کرد.
 
رمان تاریخی عاشقانه یان به نام «ذرت سرخ» سال 1986 منتشر شد و بعدا به همراه چهار داستان کوتاه دیگر با عنوان «خانواده ذرت سرخ» به چاپ رسید. این کتاب برایش شهرت بسیاری به همراه داشت، به ویژه وقتی ژانگ ییمو، کارگردان بنام چینی در اولین گام خود به عنوان فیلمساز اقتباسی از این داستان را ساخت. ییمو سال 2000 فیلم «دوران خوشی» را براساس رمان دیگری از او به نام «شیفو» ساخت.
 
مو یان در داستان‌های بعدی خود رویکردهای مختلفی از جمله داستان افسانه‌ای، داستان واقع‌گرا، داستان طنز و عاشقانه را امتحان کرد، اما نشان همیشگی آثار او انسانگرایی شورانگیز آن‌هاست.
 
رمان «چکامه‌های سیر» و مجموعه آثارش به نام «مجموعه آثار مو یان» به ترتیب در سال‌های 1989 و 1995 منتشر شدند. مو یان در میان داستان‌هایی که در کتاب دوم چاپ شده بود بیش از همه «جمهوری شراب» را می‌پسندید که با استقبال هم روبرو شد. او بعدا سال 1995 با رمان «Fengru Feitun» جنجال بسیاری به پا کرد و دولت کمونیست چین که هیچ وقت دل خوشی از مو یان نداشت، به شدت به کتاب تاخت.
 
حتی ارتش آزادی‌بخش مردم از مو یان خواست نامه سرگشاده‌ای علیه کتاب بنویسد و از تجدید چاپ آن جلوگیری کند با این حال، نسخه‌های قاچاق کتاب در بازار سیاه به شدت به فروش رفتند.
 
او در سخنرانی که در دانشگاه آزاد هنگ کنگ ایراد کرد درمورد نام مستعارش (به معنای «سخن نگو») گفت زمانیکه اولین رمانش را نوشت این نام را انتخاب کرد. چراکه در چین معروف بود به رُک‌گویی و این امر را کسی نمی‌توانست در چین تاب بیاورد، او هم این نام را انتخاب کرد تا همیشه یادش باشد زیاد سخن نگوید.
 
مو یان سال 1997 از ارتش آزادی‌بخش مردم جدا شد و به عنوان سردبیر در روزنامه فعالیت خود را از سر گرفت و در این دوران زادگاهش که روستایی کوچک بود، محل وقوع ماجرای داستان‌هایش شدند.
 
او بارها اعلام کرده به شدت تحت تاثیر ویلیام فاکنر نویسنده آمریکایی و میناکامی تسوتومو، یوکیو میشیما و اوئه کنزابورو (هر سه نویسنده اهل ژاپن) است. منتقدان تاثیر رئالیسم جادویی آثار گابریل گارسیا مارکز بر یان را انکارناپذیر می‌دانند.
 
آخرین کتاب‌های مو یان «شیفو» (2000)، «شکنجه سندل چوبی» (2001) و «زندگی و مرگ مرا خسته می‌کنند» (2006) هستند که آخری در 43 روز نوشته است.

 
هر2خبر از خبرآنلاین.

انتشار47پایان وداع با اسلحه

ارنست همینگوی برای «وداع با اسلحه» 47 پایان متفاوت نوشته بود و حالا قرار است همه این پایان‌بندی‌ها منتشر ‌شود.

به گزارش خبرآنلاین، «وداع با اسلحه» که بسیاری آن را یکی از شاهکارهای همینگوی می‌دانند سال 1929 منتشر شد. انتشارات اسکریبنر اعلام کرده هفته آینده چاپ جدیدی از این کتاب را به همراه 47 پایان‌بندی متفاوت آن منتشر می‌کند.
 
همینگوی برنده نوبل ادبیات بود سال 1958 (دو سال پیش از آنکه در 61 سالگی خودکشی کند) در گفت‌وگویی با مجله «پاریس ریویو» اعتراف کرده بود آخرین جملات رمان «وداع با اسلحه» را که تاحدودی زندگینامه خود اوست، بارها بازنویسی کرده است، «36 بار جملات آخر را تغییر دادم تا بالاخره به نتیجه دلخواه رسیدم.»
 
حالا در چاپ جدید کتاب تمامی این پایان‌بندی‌ها به همراه دستنویس اول دیگر بخش‌های کتاب در یک مجلد منتشر می‌شود. کشف این 47 پایان‌بندی کار شان همینگوی است که پس از مطالعه مجموعه نوشته‌های همینگوی بزرگ در کتابخانه جان اف. کندی و موزه بوستن متوجه این پایان‌بندی‌ها شد.
 
ارنست همینگوی در همان گفت‌وگوی قدیمی دلیل تغییرات بسیار پایان‌بندی را چنین عنوان کرده بود؛ «باید از واژگان درست استفاده می‌کردم.»
 
نویسنده «پیرمرد و دریا» درمورد نام کتاب نیز تردید داشت و فهرستی از نام‌های احتمالی آماده کرده بود؛ نام‌هایی چون «عشق در جنگ»، «World Enough and Time»، «هر شب و همه شب»، «از زخم و دیگر جراحت‌ها» و «افسون» که روی همگی آن‌ها خط کشیده بود. بالاخره او عنوان «وداع با اسلحه» را از شعری وام گرفت که جرج پیل، نمایشنامه‌نویس انگلیسی قرن شانزدهم برای ملکه الیزابت سروده بود.
 
تمام پایان‌بندی‌ها در پیوست این چاپ جدید قرار گرفته‌اند، یکی از پایان‌بندی‌ها را اف. اسکات فیتزجرالد (نویسنده «گتسبی بزرگ») به همینگوی پیشنهاد کرده بود. چاپ جدید 360 صفحه است و همان طراحی جلدی را دارد که چاپ اول کتاب داشت.
 
پایانی که در نهایت همینگوی (پس از مرگ کاترین برکلی، معشوق فردریک هنری در انتهای رمان) انتخاب کرد چنین بود: «انگار با مجسمه‌ای وداع کنی. پس از مدتی بیرون رفتم و بیمارستان را ترک کردم و زیر باران به هتل بازگشتم.»
 
یکی از پایان‌های خط‌خورده با عنوان «پایانِ هیچ» همینگوی چنین بوده: «داستان همین بود. کاترین مرد و تو هم می‌میری و من هم می‌میرم و این چیزی است که می‌توانم به تو قولش را بدهم.»
 
پایان دیگر همینگوی با عنوان «عزیز زنده» هم اینگونه است: «پایانی نیست جز مرگ و تولد تنها آغاز است.»
نکته جالب در این است که نسخه سینمایی کتاب در سال 1932 هم چند پایان داشت. در نسخه‌ای که در اروپا پخش شد در پایان فیلم کاترین می‌میرد اما در نسخه‌ای که بعدا در آمریکا پخش شد او زنده می‌ماند!

زوال عقل مارکز

 برادر گابریل گارسیا مارکز از زوال عقل این ‌نویسنده سرشناس کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1982 خبر داد.

به گزارش خبرآنلاین، ژایمی گارسیا مارکز که در جمع گروهی دانشجو در شهر کارتاخنا سخن می‌گفت، یادآور شد برادر 85 ساله‌اش دائم به او زنگ می‌زند و سئوالات ابتدایی می‌پرسد. ژایمی ادامه داد: «او مشکل حافظه دارد. بعضی وقت‌ها گریه‌ام می‌گیرد، چرا که احساس می‌کنم دارم او را از دست می‌دهم.»

ژایمی اولین عضو خانواده گارسیا است که به طور علنی درباره مشکل برادرش صحبت می‌کند.

آرتورو والس خبرنگار بی‌بی‌سی در کلمبیا گفت شایعات بسیاری در کلمبیا درباره مشکل حافظه گابریل گارسیا مارکز وجود دارد.

از ژایمی دعوت شده بود تا درباره رابطه‌اش با «گابو» - لقبی که کلمبیایی‌ها به مارکز داده‌اند - در این دانشگاه سخن بگوید. برادر کوچک مارکز گفت دیگر نمی‌تواند درباره بیماری برادرش حرف نزند.

ژایمی اضافه کرد: «او از نظر جسمانی وضعیت خوبی دارد، اما مدت‌هاست‌ دچار زوال عقل شده است. او هنوز شوخ‌طبعی و مسرت و اشتیاقش را که همیشه در زندگی‌اش داشته، دارد.»

ژایمی گارسیا مارکز گفت: «بیماری زوال عقل در خانواده ما موروثی است.»

گارسیا مارکز اخیرا در مکزیک زندگی می‌کند و در این سال‌ها در مجامع عمومی ظاهر نشده است.به گفته‌ برادر نویسنده «عشق سال‌های وبا»، او نویسندگی را به طور کلی کنار گذاشته است.


پ.ن: من ترجیح میدم1نویسنده بمیره بااینکه خیلی سخته اما اینطوری موندنش اعصابمو خرد میکنه اون نویسنده ی بزرگ حالا به این وضع بیفته...بااحساس ادم سروکارداره!!!

برگزیدگان10جشنواره داستان بانه

خب مدیروبلاگ اندکی به خودش حال می دهد...ذکرکنم که داوری نهایی بخش جنبی(که ن 2تاداستان توش داشتم)همون بانه انجام میشد و اگه حضورنداشتید داستانتون حذف می شد ومن هم نتونستم برم!!!


برگزیدگان دهمین جشنواره داستان بانه معرفی شدند باداوری  در بخش فارسی سیدحسن میرعابدینی، حسین سناپور،علیرضا محمودی ایرانمهر، محمدرضا گودرزی و بهناز علیپور عسکری و در بخش کُردی مراد اعظمی، ناصر یزدانی، محسن امینی، محمد رحیمیان و مریم قاضی بر عهده خواهند داشت.
دهمین جشنواره سراسری داستان بانه در مراسمی برگزیدگان خود را در بخش زبان فارسی و کردی در شهر بانه معرفی کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم اختتامیه دهمین جشنواره سراسری داستان بانه صبح امروز جمعه 16 تیر با حضور مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان، فرماندار بانه و مسئولان فرهنگی استان و شهرستان در مجتمع فرهنگی هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بانه برگزار شد.

در این مراسم، قباد میمنت آبادی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کردستان در سخنانی اظهار کرد: جشنواره داستان بانه مجال و فضای کافی را برای پیوند بین خوانندگان آگاه و نویسندگان واقعی به وجود می‌آورد  و تلاش می‌کند بر اساس تعقل و اندیشیدن در حوزه ادبیات داستانی راه را برای نو قلمان در راستای ارتقای غایت این ادبیات آنچنان هموار سازد تا بستری مناسب جهت رشد و نمو جوانان داستان نویس و داستان نویسان جوان را با چنین رویدادی فراهم شود.

دبیر دهمین جشنواره سراسری داستان بانه بر خورداری از ذوق ادبی سالم تربیت یافته و غنی شده از خط و مشی فرهنگی و اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را موجب تعالی و تکامل هنر داستان نویسی و رشد و پیشرفت در این عرصه دانست و خاطرنشان کرد: ما خود را مکلف به تکلیفی جدید در آغاز دهه دوم فعالیت این جشنواره و گام یازدهم آن می‌دانیم که همانا تخصصی کردن جشنواره سراسری داستان بانه به سمت مکتوب و ادبیات داستانی شفاهی یا فولکلور است که بخشی از وجه تمایز این جشنواره در دهه دوم فعالیت خویش نیز خواهد بود.

میمنت آبادی در پایان اظهار امیدواری کرد که این رویداد کلان فرهنگی و هنری  به عنوان محفلی بتواند جهت تعامل و تبادل آرای بیشتر نویسندگان متعد و ملتزم به اصول فرهنگی نظام گهر بار جمهوری اسلامی به میزبانی شهر مرزی و شهیدپرور بانه واقع شود.

مسعود منصوری، فرماندار بانه نیز در این مراسم تصریح کرد: برگزاری 10 دوره جشنواره داستان‌نویسی در شهر مرزی بانه نشان دهنده توانایی و همت بلند و عزم راسخ هنرمندان و ادیبان این شهرستان است که همیشه فرمایش مقام معظم رهبری را که فرمودند «استان کردستان یک استان فرهنگی است» در ذهن تداعی می‌کند.

وی پاسداری از ادبیات داستانی را بر عهده ادیبان  دانست و عنوان کرد: ما باید بکوشیم این میراث گرانبها را برای نسل‌های آینده غنی‌تر کنیم؛ چرا که در عصر حاضر که دوران هجمه‌های فرهنگی و رسانه ای است تلاش نااهلان برای نفوذ و سلطه بر دنیا است.

در ادامه این مراسم بیانیه هیأت داوران دهمین جشنواره داستان بانه قرائت شد. در بخشی از این بیانیه ضمن تکریم و جایگاه قلم و نکوداشت یاد ابراهیم یونسی رمان‌نویس و مترجم برخاسته از استان کردستان به وجوه تمایز این جشنواره همچون ارائه داستان‌های بومی که باورها، سنت‌ها و آیین‌های مردم را با زبانی غنا یافته از واژگان و اصطلاحات مناطق مختلف ایران بازتابانده‌اند، اشاره شده است.

تقدیر از برگزیدگان دهمین جشنواره سراسری داستان بانه نیز بخش دیگری از این مراسم بود. در این بخش  داستان‌های برگزیده بخش پایانی بدون رتبه بندی شامل داستان «آیات» اثر فریا یونسی از بانه، داستان «صداهای بی‌صدایی» نوشته هیمن عبدالله‌پور از بوکان و داستان «با عددهای زیادی شروع می‌شود» اثر محمدسلیمی از دیواندره تقدیر شد.

همچنین داستان‌های «یک اسب چوبی خیلی بزرگ» اثر  لیلا نوحی طهرانی از سقز و داستان «خرخر» اثر دانیال قندی از تهران و داستان «نامه» اثر  مریم جوادی از ماسال گیلان به عنوان داستان‌های برگزیده جشنواره دهم مورد تقدیر قرار گرفتند.

در بخش داستان‌های کردی نیز آثاری چون «برنو پیر» اثر الله‌مراد جباریان از اسلام آبادغرب و «جای پای روی برف» کاری از  کیومرث بلده از اسلام آباد غرب و داستان  «نیچه مدرن سبیلش را تراشید» اثر بهنام فتاحی از بانه تقدیر شدند.

این جشنواره همچنین در بخش فارسی از داستان «باغ انار» اثر سیده زهره میرعیسی‌خانی از زنجان، داستان «دو روز و دو ساعت» اثر حبیب پرتاری از اندیمشک و  داستان «قفل» اثر محمدعلی خبیر از کرج تقدیر کرد.

در بخش مقاله فارسی نیز احمد بیرانوند از خرم‌آباد و در بخش مقاله کردی نیز ناصر یزدانی از دیواندره به عنوان برگزیده معرفی شدند.

همچنین داستان «شهر دفتر نقاشی» از شکوه آقامیرزایی از بیجار، داستان «چاق و لاغر» اثر غزل محمدی از تهران و داستان «فال» کاری از  کبری عباسی از ملایر در بخش داستان کودکان فارسی به عنوان برگزیده معرفی و تقدیر شدند.

در بخش داستان کودکان به زبان کردی نیز داستان «په پووله» اثر سوما ابراهیم زاده از بوکان به عنوان برگزیده تقدیر شد.

آثار برگزیده بخش ویژه جشنواره داستان بانه معرفی شدند
«طی طریق»، «چشمهایم» و :فقط نگاه می کند»به عنوان سه اثر برگزیده بخش ویژه دهمین جشنواره سراسری داستان بانه معرفی شدند.

به گزارش خبرگزاری مهر، این سه اثر برگزیده بخش ویژه موضوعی دهمین جشنواره سراسری داستان بانه انتخاب و صاحبان آثار بدون رتبه بندی در 16 تیر در مراسم اختتامیه تقدیر می‌شوند.

بخش ویژه موضوعی دهمین جشنواره سراسری داستان بانه به داستانهایی با موضوع حجاب و عفاف، دفاع مقدس، نماز، امر به معروف و نهی از منکر و تهاجم فرهنگی اختصاص دارد که از بین 191 اثر ارسال شده به دبیرخانه جشنواره پس از داوری توسط هیئت داوران سه داستان از طرف دبیرخانه انتخاب و به عنوان آثار برگزیده این بخش معرفی شد.

بر اساس این گزارش داستان «طی طریق» اثر ابوالفضل قاضی از کاشان با موضوع نماز و عفاف، «چشمهایم» نوشته اعظم پشت مشهدی از هرمزگان و داستان «فقط نگاه می‌کند» اثر فاطمه محمد بیگی از تهران با محوریت حوادث و اتفاقات سالهای بعد از دفاع مقدس شایسته تقدیر شناخته شدند

این جشنواره که توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان بانه و در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری با هدف ایجاد رقابتی سالم جهت تعامل و تبادل آرای داستان نویسان کشور، جستاری در وضعیت و جایگاه داستان در روند توسعه همه جانبه فرهنگی کشور، معرفی استان کُردستان به عنوان سرزمین فرهنگ و هنر، مقابله با جنگ نرم فرهنگی در حوزه ادبیات داستانی و تجلیل از فعالان و نام آوران ایران اسلامی برگزار می‌شود، همکاری سازمانهای فرمانداری، شهرداری، جمعیت هلال احمر، کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان و کانون بسیج هنرمندان شهرستان بانه و حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کُردستان را در بر داشته است.

پس از 9 دوره برگزاری این رویداد، دهمین جشنواره سراسری داستان بانه در 4 بخش داستان کوتاه به زبان فارسی و کردی، مقاله، بخش ویژه خارج از مسابقه و بخش داستان کودک و نوجوان از صبح امروز 14 تیر همزمان با روز قلم در مجتمع فرهنگی هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر مرزی بانه آغاز شد و تا جمعه 16 تیر ادامه خواهد داشت.

مردمصور

بازهم تاخیر(امتحانات...) 

ری برادبری، نویسنده‌ی سرشناس آمریکایی آثار فانتزی(علمی-تخیلی) و خالق فارنهایت 451 در 91 سالگی درگذشت(دوشنبه 22خرداد).

«البته كه هنوز غم و حسرت (نوستالژي) بچگي‌هايم را دارم! همچه كه شروع به بزرگ‌شدن كردي با مسايلي روبه‌رو مي‌شوي كه از عهده‌شان برنمي‌آيي... به بچه‌هاي اين دنيا مديونم. چون كه خودم هرگز بزرگ نشده‌ام، كتاب‌هايم خود به خود تعدادي براي بچه‌هاست.»

http://www.madomeh.com/3/files/2012/06/n00139507-b.jpg

«نخست اینکه من علمی-تخیلی‌نویس نیستم. تنها کتاب علمی-تخیلی من فارنهایت ۴۵۱ است. علمی-تخیلی توصیف واقعیت است و خیال‌پردازی شرحی خیال‌پردازانه. از این روست که تاریخچهٔ مریخ علمی-تخیلی نیست، خیال‌پردازی است. معلوم است که ممکن نیست چنان اتفاقاتی روی دهد. به همین دلیل است که اثری ماندگار خواهد بود، چون همانند اساطیر یونان است و اسطوره‌ها مانا هستند.»

«... يك علت نويسنده شدنم آن بود كه از نوميدي و تلخي و اندوه دنياي واقعي به درون اميدي بگريزم كه با تخيل‌ام مي‌توانستم بيافرينم...»


«هرچه در زندگي بوده‌ام، حاصل آن چيزي است كه در 12 يا 13 سالگي‌ بودم... در نهايت، پيرمردي هستم كه هنوز و هم‌چنان كودكي در درون خود دارد!اگر در 12 سالگي كتاب هاي تارزان را از من مي گرفتند، مي مُردم!»


بخش هایی از کتاب ذن درهنرنویسندگی ری برادبری:


«در بین ما کیست که یک دوست عزیزش را سرطان از او نگرفته باشد؟ کدام خانواده‌ای است که درش خویشاوندی در تصادف اتومبیل از بین نرفته  و یا تا ابد ناقص نشده باشد؟...

اگر به شیوه‌ی خلاق جلو این امر نایستیم، فهرست خرد کننده و بی‌انتهاست...

این یعنی نوشتن به عنوان درمان.البته نه درمان کامل.آدم هرگز  غم و رنج بستری بودن پدر و مادری در بیمارستان و یا در گذشت نازنین‌ترین موجود زندگی‌اش را نمی تواند فراموش کند...

می خواهم بگویم  که هنگامی که مرگ دست و بال دیگران را می‌کند و دلسردشان می‌کند،تو باید از جا بجهی و تخته پرش را نصب کنی و با سر در کار نوشتن شیرجه بروی.»

وی تا کنون ۳۰ کتاب و بیش از ۶۰۰ داستان کوتاه نوشته‌است. او از جمله نخستین کسانی است که جایزه استاد بزرگ را که انجمن نویسندگان علمی‌تخیلی آمریکا به پاس یک عمر فعالیت موفقیت‌آمیز در زمینه داستان نویسی علمی-تخیلی اعطا می‌کرد، به دست آورد.

پ.ن:وقتی یکی از نویسنده های این ژانر تخیلی(عملی-تخیلی/فانتزی و...زیرمجموعه هاش) ازاین دنیامیرن اعصاب این مدیروبلاگ بدجوربهم می ریزه      :(

باتوهم بدرود کارلوس؟

برگرفته از وبلاگ خودم(ماه وسایه):

وقتی امروز میرم تو سایت و عکسش رو می بینم یخ می کنم.....نه کارلوس تو دیگه نه...لطفا!

همین چندوقت پیش مطلبی راجع به اش میخوندم که از ایده های صدسال تنهایی می گفت که با مارکز تبادل نظرکرده بودند و گفته بود رمان آخری که قراره بنویسه ازهمون ایده هاست!

دوست صمیمی مارکز و یوسا!

آئورایم خودش را به شیشه ی کتابخانه می کوبد از وقتی خبر را شنیده است...ویژه نامه های مجلاتم به هوا می پرند و ورقهای فوئنتسشان را نشانم می دهند سطرهایی که زیرشان را با قرمز خط کشیده ام!

خسته ام خسته...

فقط مارکز مانده است که به خاطرسرطانش زود بخواهد برود...حداقل بگذار امسال بگذرد...وگرنه دلم عجیب برای چشم های مهربان و خنده های انرژی بخشت تنگ می شود و مجبور می شوم سرهنگ آئورلیانوی محبوبم را از لای کتاب بیرون بکشم و مثل آن بارانها حالا حالاها در آغوشش ببارم و او فقط ماهی طلایی را کف دستم بگذارد...........

دنیای نو آن زمان آغاز می شود که دون کیشوت دلامانچا دهکده ی خود را ترک می کند به میان دنیا می رود و کشف می کند که جهان به آنچه او درباره اش خوانده شباهتی ندارد!(فوئنتس)



پ.ن:همیشه عقبم تازه دلم میخواست بیشترازت بخونم...لعنت به زمان!
لینک های خبر از خبرآنلاین:
مرگ نویسنده ای که به اسطوره ها جان بخشید
http://www.khabaronline.ir/detail/213905/culture/literature
دل همه برای او تنگ می شود(یوسا)
http://www.khabaronline.ir/detail/213935/culture/literature

غول ادبیات آمریکای لاتین در گذشت
http://www.khabaronline.ir/detail/213816/culture/literature

دیگربه چه کسی سلام کنیم؟


. . . گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید، و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمین ات. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید، و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟

سووشون.  (باتشکر از شبنم وخبرت)

علی دهباشی در این باره گفت: سیمین دانشور پس از تحمل یک دوره بیماری که در این اواخر دچار آن شده بود سرانجام در ساعت ۱۶ دیروز (پنجشنبه) درگذشت.

وی ادامه داد: مرحوم سیمین دانشور در آستانه ۹۲ سالگی بود و کهولت سن وی در فوت وی موثر بود؛ ضمن اینکه در این اواخر نیز مرحوم سیمین دانشور دچار یک آنفولانزای شدید شده بود که این عامل نیز در فوت وی تاثیر زیادی داشته است.


دهباشی درباره زمان دقیق مراسم تشییع این بانوی نویسنده گفت: مراسم تشییع وی قطعا روز جمعه نخواهد بود و احتمالا روز شنبه و حتی یکشنبه خواهد بود.

وی درباره مکان خاکسپاری مرحوم سیمین دانشور و اینکه وی در کنار همسرش جلال آل احمد دفن خواهد شد نیز گفت: ابتدا باید وصیتنامه مرحوم سیمین دانشور خوانده شود و آن‌گاه در این باره تصمیم گیری خواهد شد.

پیام تسلیت حداد عادل به مناسبت درگذشت سیمین دانشور
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، درگذشت نویسنده و روشنفکر بزرگ معاصر را تسلیت گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ، در پیامی با اظهار تاسف از درگذشت سیمین دانشور فقدان وی را به جامعه ادبی و اهل علم و فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تسلیت گفت.

متن پیام حداد عادل به این شرح است : بسمه تعالی ، درگذشت نویسنده ارجمند ، خانم سیمین دانشور همسر نویسنده بزرگ زنده یاد جلال آل احمد موجب تاسف فراوان شد.

فقدان این بانوی هنرشناس و ادیب دانشمند را به جامعه ادبی و اهل علم و فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران تسلیت می گویم. 

زنده یاد سیمین دانشور

به گزارش خبرگزاری مهر متن پیام بهمن دری، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بدین شرح است:

انالله و انا الیه راجعون. خانم سیمین دانشور به حق یکی از نویسندگان و داستان‌نویسان تاثیرگذار بر ادبیات دوران معاصر بود و همچون همسرش جلال آل احمد‌، گام‌های بلندی در راه فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم برداشت.

پیوستن این بانوی داستان‌نویس به همسرش جلال، جامعه فرهنگی ایران اسلامی را به سوگ نشاند.

این‌جانب درگذشت این بانوی اندیشمند را به تمامی اهالی فرهنگ و ادب و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می‌کنم و آمرزش و آرامش روح ایشان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیام تسلیت خود عنوان کرده است: «انالله و انا الیه راجعون. خانم سیمین دانشور به حق یکی از نویسندگان و داستان‌نویسان تاثیرگذار بر ادبیات دوران معاصر بود و همچون همسرش جلال آل احمد‌، گام‌های بلندی در راه فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم برداشت.

پیوستن این بانوی داستان‌نویس به همسرش جلال، جامعه فرهنگی ایران اسلامی را به سوگ نشاند.

این‌جانب درگذشت این بانوی اندیشمند را به تمامی اهالی فرهنگ و ادب و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می‌کنم و آمرزش و آرامش روح ایشان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.»


رادفا در گذشت بانوی مهم ادبیات را به تمامی اهل ادب تسلیت می گوید...حالا او کنار جلال است... .



راه یافتگان مرحله نهایی مهرگان

به گزارش نواک به نقل ازبخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دبیرخانه‌ی جایزه‌ی «مهرگان» پس از برگزاری جلسه‌ی چهاردهم اسفندماه هیأت داوران «مهرگان ادب»، اسامی پنج رمان و پنج مجموعه‌ی داستان را که به مرحله‌ی پایانی دوازدهمین دوره‌ی جایزه‌ی «مهرگان ادب» راه یافته‌اند، اعلام کرد.

راه‌یافتگان به مرحله‌ی نهایی جایزه‌ی «مهرگان ادب» به این شرح معرفی شده‌اند:

 در بخش رمان، نوولت و داستان بلند (به ترتیب الفبایی نام کتاب‌ها)

 

۱٫ آفتاب‌پرست نازنین، نوشته‌ی محمدرضا کاتب، نشر هیلا

 ۲٫ دو پرده‌ی فصل، نوشته‌ی فرشته مولوی، نشر افراز

 ۳ سلام مترسک، نوشته‌ی منیر‌الدین بیروتی، نشر نیلوفر

 ۴٫ شبیه عطری در نسیم، نوشته‌ی رضیه انصاری، نشر آگه

 ۵٫ کتاب بی‌نام اعترافات، نوشته‌ی داوود غفارزادگان، نشر روزنه

 در بخش مجموعه‌ی داستان کوتاه (به ترتیب الفبایی نام کتاب‌ها)

 ۱٫ بماند، نوشته‌ی بهناز علی‌پور گسکری، نشر چشمه

 ۲٫ خواب با چشمان باز، نوشته‌ی ندا کاووسی‌فر، نشر چشمه

 ۳٫ قطار در حال حرکت است، نوشته‌ی میترا داور، نشر هیلا

 ۴٫ کتاب ویران، نوشته‌ی ابوتراب خسروی، نشر چشمه

 ۵٫ و حالا عصر است، نوشته‌ی طیبه گوهری، نشر ثالث

 احمد پوری، علیرضا سیف‌الدینی و مهدی غبرایی داوران این دوره‌ی جایزه‌ی مهرگان ادب همچنین به اتفاق آرا، رمان «زیر چتر شیطان» نوشته‌ی زنده‌یاد محمد ایوبی (نشر هیلا) را شایسته‌ی تقدیر ویژه‌ی هیأت داوران دانستند.

 در رابطه با انتخاب رمان تقدیرشده‌ی هیأت داوران، دبیرخانه‌ی جایزه‌ی «مهرگان» با اشاره به گفته‌ی علیرضا زرگر، مدیر این جایزه، می‌افزاید: در چارچوب ضوابط جایزه‌ی «مهرگان»، این جایزه فقط به آثار نویسندگانی تعلق می‌گیرد که در زمان اعلام رأی نهایی هیأت داوران در قید حیات باشند و چنان‌چه اثر نویسنده‌ای پس از مرگ او به عنوان کتاب «برگزیده» یا «تحسین‌شده» انتخاب شود، جایزه‌ی «مهرگان» به او تعلق نخواهد گرفت؛ اما در بیانیه‌ی هیأت داوران ارزش‌های ادبی اثر ثبت می‌شود و در مراسم اهدای جایزه‌ی «مهرگان» نیز از تلاش‌های مؤثر زنده‌یاد محمد ایوبی در عرصه‌ی داستان‌نویسی ایران به نیکی یاد خواهد شد.

طبق برنامه‌ی اعلام‌شده‌ی قبلی قرار بود جایزه‌ی «مهرگان ادب» در نیمه‌ی دوم اسفندماه ۱۳۹۰ در مراسمی خصوصی به برندگان اهدا شود؛ اما به دلیل طولانی شدن روند بررسی و انتخاب آثار، برگزاری مراسم اهدای جایزه به بهار سال آینده موکول شده است.

برندگان10جایزه ادبی صادق هدایت


جهانگيرهدايت; رييس بنياد صادق هدايت از مشخص شدن برگزيدگان اين جايزه خبر داد:
به گزارش ايلنا; در مسابقه ادبي سال 1390 صادق هدايت که با داوري خانم ها دکتر پروين سلاجقه و دلارا قهرمان و آقاي حسين قديمي برگزار شد، ابتدا از بين 650 داستان 52 داستان برتر به آخرين مرحله داوري راه يافتند که از ميان آن ها 29 داستان انتخاب شده و سرانجام چهارنفر برندگان نهايي به اين ترتيب انتخاب شدند:
برگزيدگان مسابقه ادبي صادق هدايت 1390:
حمزه برمر به خاطر داستان « انحناي رابطه » برنده تنديس صادق هدايت شد و مريم ايلخان به خاطر داستان «من هنوز بيدارم»، آرام روانشاد به خاطر داستان «فقط مي خواستم يک فنجان قهوه بخورم»  و مجتبي مقدم به خاطر داستان «خرس درآغوش درخت» برنده لوح افتخار شدند.

 

برندگان دوره11جشنواره گلشیری

آفتاب:
کمیته جایزه یازدهمین دوره جشنواره ادبی گلشیری برندگان این جایزه در رشته های مختلف را معرفی کرد. 

بنیاد هوشنگ گلشیری امروز جمعه ۲۸ بهمن(۱۷ فوریه) اعلام کرد که کمیته جایزه یازدهمین دوره پس از بررسی داوران و اعلام رای آن‌ها برگزیدگان را معرفی کرد.

بر اساس این گزارش، رمان "زیر آفتاب خوش خیال عصر" نوشته جیران گاهان به عنوان بهترین رمان در بخش اولین رمان (از بین رمان های منتشر شده در سال ۸۹ ) معرفی شد. 

در بخش رمان، به علت تفاوت زیاد در آرای داوران، هیچ رمانی از نویسنده هایی که پیشتر رمان منتشر کرده اند، انتخاب نشد. 

نامزدهای این بخش عبارت از"خنده‌ شغال" نوشته وحید پاک‌طینت، "رام‌کننده" نوشته محمدرضا کاتب، "لب بر تیغ" نوشته حسین سناپور و "ماه کامل می‌شود" نوشته فریبا وفی بودند. 

دو مجموعه داستان "آدم ها" نوشته احمد غلامی و "کتاب ویران" نوشته ابوتراب خسروی به عنوان بهترین مجموعه داستانها در بخش مجموعه داستان های منتشر شده در سالهای ۸۸ و ۸۹(از نویسنده هایی که پیشتر مجموعه داستان منتشر کرده اند) انتخاب شدند. 

همچنین دو مجموعه داستان"پرتره مرد ناتمام" نوشته امیر حسن یزدان بد و "خواب با چشمان باز" نوشته ندا کاووسی فر به عنوان بهترین اثر (از نویسنده هایی که پیشتر مجموعه داستان منشر نکرده اند) انتخاب شدند. 

کمیته یازدهمین دوره جایزه فرهنگی گلشیری همچنین اعلام کرد که می کوشد تا در بهار سال آینده در مراسمی جوایز را به برندگان اهدا و از محمود دولت آبادی نیز تجلیل کند. 

با اینکه بعد از برگزاری دوره نهم جایزه گلشیری، بنیاد گلشیری اعلام کرده بود که این جایزه از این پس به صورت دو سالانه به برندگان اعطا می شود، کمیته دوره یازدهم تصمیم گرفت جریان برگزاری این مناسبت فرهنگی را به روال سابق بازگردد و بار دیگر آن را سالانه کند. 

اعضای کمیته این دوره جایزه، یونس تراکمه، علی خدایی و محمدحسن شهسواری بودند و مجموعه داستان های چاپ اول سال ۸۸ و ۸۹ توسط برگزیدگان این افراد بررسی شد. 

داوران جایزه ادبی هوشنگ گلشیری در دوره دهم اعطای این جوایز ، "نگران نباش" نوشته مهسا محب‌علی را در بخش رمان و "احتمالاً گم شده‌ام" نوشته سارا سالار را در بخش رمان اول به‌عنوان برگزیدگان دهمین دوره جایزه ادبی بنیاد گلشیری معرفی کرده بودند. 

این در حالیست که سال گذشته جایزه به صورت دو سالانه بود و فقط رمان های دو سال قبل ارزیابی شد و داستان های کوتاه به همین دلیل اصلا ارزیابی نشدند. 

به گزارش ایسنا، در مراسم پایانی دهمین جایزه‌ گلشیری که در لواسان برگزار شد از علی‌اشرف درویشیان از اعضای کانون نویسندگان ایران تقدیر به‌عمل آمد.

چهارکتاب ازنشرچشمه برنده ی جایزه گلشیری

س از بررسی داوران و اعلام رأی‌شان، کمیته‌ی جایزه‌ی یازدهمین دوره (یونس تراکمه، علی خدایی، محمدحسن شهسواری) برگزیدگان را به شرح زیر اعلام کردند. بنیاد گلشیری خواهد کوشید تا در بهار سال آینده در مراسمی جوایز را به برندگان اهدا و از محمود دولت‌آبادی، داستان‌نویس معاصر، تجلیل کند.

میان برندگان یازدهمین دوره‌ی جایزه‌ی گلشیری، چهار کتاب نشرچشمه به چشم مي‌خورد، این در حالی است که در لیست نهایی این دوره هم سیزده اثر از نشرچشمه داوری شدند.

 

در بخش مجموعه‌‌‌داستان منتشرشده در سال‌های 88 و 89 با داوری لی‌لی گلستان، کیومرث پوراحمد، خسرو دوامی و محمدآصف سلطان‌زاده از میان نامزدهای این بخش دو اثر با آرای مساوی برگزیده شدند: «آدم‌ها» نوشته‌ی احمد غلامی و «کتاب ویران» نوشته‌ی ابوتراب خسروی.

در میان نامزدهای این بخش مجموعه‌داستان‌های «ابر صورتی» نوشته‌ی علیرضا محمودی ایرانمهر، «برو ولگردی کن رفیق» نوشته‌ی مهدی ربی، «بماند...» نوشته‌ی بهناز علی‌پور گسکری و «تو هیچ گپ نزن» نوشته‌ی محمدحسین محمدی حضور داشتند که در بخش «جهان تازه‌ی داستان» نشرچشمه منتشر شده‌اند.

 

در بخش مجموعه‌داستان اول منتشرشده در سال‌های 88 و 89 با داوری کامران بزرگ‌نیا، مجتبی پورمحسن، علی خدایی، و امیرحسین خورشیدفر از میان نامزدهای این بخش دو اثر با آرای مساوی برگزیده شدند: «پرتره‌ی مرد ناتمام» نوشته‌ی امیرحسین یزدان‌بد و «خواب با چشمان باز» نوشته‌ی ندا کاووسی‌فر.

در بخش مجموعه‌داستان اول به‌جز دو مجموعه‌داستان برنده، اولین مجموعه‌داستان علی شروقی با عنوان «شکار حیوانات اهلی» هم از مجموعه‌ی «جهان تازه‌ی داستان» نشرچشمه میان نامزدهای نهایی این بخش حضور داشت.

 

در بخش رمان اول منتشرشده در سال 1389 (از نویسندگانی که پیش‌تر رمان منتشر نکرده‌اند) با داوری فرشته احمدی، فرهاد توحیدی، و فرهاد کشوری از میان نامزدهای این بخش رمان «زیر آفتاب خوش‌خیال عصر» نوشته‌ی جیران گاهان رمان اول برگزیده‌ی یازدهمین دوره اعلام شد.

در این بخش هم جز رمان برنده، اولین رمان آراز بارسقیان با عنوان «یکشنبه» از مجموعه‌ی «کتاب‌های قفسه‌ی آبی» نشرچشمه در میان نامزدها حضور داشت.

 

در بخش رمان منتشرشده در سال 1389 با داوری هلن اولیایی‌نیا، امیر احمدی آریان و محمود فلکی فاصله‌ی زیاد آرای سه داور سبب شد که تعیین برگزیده‌ی این بخش از میان نامزدها برای کمیته‌ی جایزه امکان‌پذیر نباشد و بنابراین جایزه‌ی گلشیری در این بخش برنده‌ای اعلام نکرد.

در این بخش سه رمان «خنده‌ی شغال» نوشته‌ی وحید پاک‌طینت، «رام‌کننده» نوشته‌ی محمدرضا کاتب و «لب بر تیغ» نوشته‌ی حسین سناپور که هر سه از سوی نشرچشمه منتشر شده‌اند به لیست نامزدهای نهایی راه یافته بودند.

فراخوان مقاله دومين شماره دوفصلنامه تفكر و كودك

گروه فكرپروری برای كودكان و نوجوانان (فبك) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نظر دارد دومين شماره دوفصلنامه علمی-تخصصی تفكر و كودك را با مضامين كلی زير به چاپ برساند:

1-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و آموزش تفكر (تفكر انتقادی، خلاق، مسئولانه و...)
2-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و آموزش و پرورش
3-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان: آموزش اخلاقيات، حقوق شهروندی و اخلاق زيستی
4-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و جامعه مدرن
5-    حقوق آموزشی كودكان و نوجوانان و مسئوليت‌ها
6-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و روانشناسی كودك
7-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و ادبيات داستانی
8-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان در برنامه‌هاي مختلف آموزشی
9-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان در كشورهاي مختلف دنيا و دستاوردهای آن
10-  فلسفه برای كودكان و نوجوانان در ايران–زمینه‌ها و چالش‌ها
11-  فلسفه دوران كودكی

از عموم استادان، صاحب‌نظران و دانشجويان علاقه‌مند دعوت می‌شود مقاله‌های تأليفی خود را برای چاپ  در اين دو فصل‌نامه ارسال كنند.
پست الكترونيك: fabak.j@ihcs.ac.ir                          تلفن: 88003053-021

وبلاگ یا وب‌سایت داستان‌نویسان ایرانی:


در این پست لینک وبلاگ یا وب‌سایت نویسنده‌های کم‌کار و پرکار، پیر و جوان، تازه کار و کهنه‌کار، کنار هم درج شده است.
لازم به ذکر است بعضی شاعران، گاهی داستان‌نویسی در وجودشان نهیب به نوشتن می‌زده. آن‌ها را هم به این لیست اضافه کردیم.

لینک‌ها در ادامۀ مطلب:
ادامه نوشته