راه یافتگان مرحله نهایی مهرگان

به گزارش نواک به نقل ازبخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دبیرخانه‌ی جایزه‌ی «مهرگان» پس از برگزاری جلسه‌ی چهاردهم اسفندماه هیأت داوران «مهرگان ادب»، اسامی پنج رمان و پنج مجموعه‌ی داستان را که به مرحله‌ی پایانی دوازدهمین دوره‌ی جایزه‌ی «مهرگان ادب» راه یافته‌اند، اعلام کرد.

راه‌یافتگان به مرحله‌ی نهایی جایزه‌ی «مهرگان ادب» به این شرح معرفی شده‌اند:

 در بخش رمان، نوولت و داستان بلند (به ترتیب الفبایی نام کتاب‌ها)

 

۱٫ آفتاب‌پرست نازنین، نوشته‌ی محمدرضا کاتب، نشر هیلا

 ۲٫ دو پرده‌ی فصل، نوشته‌ی فرشته مولوی، نشر افراز

 ۳ سلام مترسک، نوشته‌ی منیر‌الدین بیروتی، نشر نیلوفر

 ۴٫ شبیه عطری در نسیم، نوشته‌ی رضیه انصاری، نشر آگه

 ۵٫ کتاب بی‌نام اعترافات، نوشته‌ی داوود غفارزادگان، نشر روزنه

 در بخش مجموعه‌ی داستان کوتاه (به ترتیب الفبایی نام کتاب‌ها)

 ۱٫ بماند، نوشته‌ی بهناز علی‌پور گسکری، نشر چشمه

 ۲٫ خواب با چشمان باز، نوشته‌ی ندا کاووسی‌فر، نشر چشمه

 ۳٫ قطار در حال حرکت است، نوشته‌ی میترا داور، نشر هیلا

 ۴٫ کتاب ویران، نوشته‌ی ابوتراب خسروی، نشر چشمه

 ۵٫ و حالا عصر است، نوشته‌ی طیبه گوهری، نشر ثالث

 احمد پوری، علیرضا سیف‌الدینی و مهدی غبرایی داوران این دوره‌ی جایزه‌ی مهرگان ادب همچنین به اتفاق آرا، رمان «زیر چتر شیطان» نوشته‌ی زنده‌یاد محمد ایوبی (نشر هیلا) را شایسته‌ی تقدیر ویژه‌ی هیأت داوران دانستند.

 در رابطه با انتخاب رمان تقدیرشده‌ی هیأت داوران، دبیرخانه‌ی جایزه‌ی «مهرگان» با اشاره به گفته‌ی علیرضا زرگر، مدیر این جایزه، می‌افزاید: در چارچوب ضوابط جایزه‌ی «مهرگان»، این جایزه فقط به آثار نویسندگانی تعلق می‌گیرد که در زمان اعلام رأی نهایی هیأت داوران در قید حیات باشند و چنان‌چه اثر نویسنده‌ای پس از مرگ او به عنوان کتاب «برگزیده» یا «تحسین‌شده» انتخاب شود، جایزه‌ی «مهرگان» به او تعلق نخواهد گرفت؛ اما در بیانیه‌ی هیأت داوران ارزش‌های ادبی اثر ثبت می‌شود و در مراسم اهدای جایزه‌ی «مهرگان» نیز از تلاش‌های مؤثر زنده‌یاد محمد ایوبی در عرصه‌ی داستان‌نویسی ایران به نیکی یاد خواهد شد.

طبق برنامه‌ی اعلام‌شده‌ی قبلی قرار بود جایزه‌ی «مهرگان ادب» در نیمه‌ی دوم اسفندماه ۱۳۹۰ در مراسمی خصوصی به برندگان اهدا شود؛ اما به دلیل طولانی شدن روند بررسی و انتخاب آثار، برگزاری مراسم اهدای جایزه به بهار سال آینده موکول شده است.

2مسابقه همراه:پیامکی- مینیمال

انجمن علمی ادبیات داستانی

باهمکاری

کانون ادبی و هنری ستادشاهد و ایثارگر

برگزارمی کند:

مسابقه پیامکی

داستانک های خود را در مورد درخت و درختکاری به شماره 09350699864 ارسال نمایید. درپایان پیامک نام ونام خانوادگی خود را ذکرکنید.

مسابقه مینیمال(داستانک)

دانشجویانی که علاقه مند به نوشتن داستانک(مینیمال) با موضوع آزاد می باشند می توانند آثارخود را به آدرس ایمیل رادفا ارسال نمایند:

تبصره های مسابقه داستانک:

1)      داستانک ها را در برنامه وُرد(word) سیو(ذخیره) کرده و به هیچ وجه بیش تر از یک صفحه ی  ورد (همان یک صفحه  A4) نباید باشد وگرنه از بخش مسابقه حذف خواهد شد. داستانک ها باید با اندازه فونت12 باشند.

2)      عنوان داستانک را در خط اول به صورت بُولد و ایرانیک قرار دهید به صورت زیر:

پنجره ی بزرگ

او در را باز کرد و ...

3)      درپایان داستانک بازهم در یک خط جدا نام و نام خانوداگی خود را ذکر کنید به این صورت:

...و تمام درها بسته شد و او رفت.

نیلو بیگی

4)      سپس فایل خود را در ایمیل اَتَچ(بچسبانید) کرده و به ایمیل  radfa.tmu@gmail.com  با ذکر نام و نام خانوادگی در قسمت سابجِکت(موضوع) برای ما ارسال نمایید.

داوری بخش داستانک ها و پیامکی در دوره ی اول بر عهده ی اعضای اصلی انجمن ادبیات داستانی و سپس برگزیدگان آن ها(در دور دوم) به داوری اساتید خواهند رسید و به برترین آن ها جوایزی اهدا خواهد شد.

آثارمنتخب هر دوبخش در وبلاگ با نام نویسنده به نمایش گذاشته می شوند.

 

حداکثرمهلت ارسال آثار برای هر دو مسابقه پیامکی و داستانک تا تاریخ 24اسفند90 است.

به آثاربرتر در هر دو حوزه جوایزی اهدا خواهد شد.

برندگان10جایزه ادبی صادق هدایت


جهانگيرهدايت; رييس بنياد صادق هدايت از مشخص شدن برگزيدگان اين جايزه خبر داد:
به گزارش ايلنا; در مسابقه ادبي سال 1390 صادق هدايت که با داوري خانم ها دکتر پروين سلاجقه و دلارا قهرمان و آقاي حسين قديمي برگزار شد، ابتدا از بين 650 داستان 52 داستان برتر به آخرين مرحله داوري راه يافتند که از ميان آن ها 29 داستان انتخاب شده و سرانجام چهارنفر برندگان نهايي به اين ترتيب انتخاب شدند:
برگزيدگان مسابقه ادبي صادق هدايت 1390:
حمزه برمر به خاطر داستان « انحناي رابطه » برنده تنديس صادق هدايت شد و مريم ايلخان به خاطر داستان «من هنوز بيدارم»، آرام روانشاد به خاطر داستان «فقط مي خواستم يک فنجان قهوه بخورم»  و مجتبي مقدم به خاطر داستان «خرس درآغوش درخت» برنده لوح افتخار شدند.

 

برگزیدگان5 جایزه ادبی یوسف



برگزیدگان پنجمین جشنواره داستان کوتاه دفاع مقدس معرفی شدند.

به گزارش خبرنگار مهر برگزیدگان پنجمین جایزه داستان کوتاه دفاع مقدس (یوسف) عصر روز یکشنبه 7 اسفند در فرهنگسرای ارسباران معرفی شدند.

بر این اساس در بخش اصلی جشنواره رتبه نخست به داستان کوتاه "مردی در مقابل" اثر سجاد خالقی اختصاص یافت. همچنین داستان کوتاه "بوی بهشت" نوشته امید مردانی بروجنی رتبه دوم و داستان کوتاه "زندگی به وقت 12:20" احمد شاکری رتبه سوم را بدست آورد.

در همین بخش 15 داستان کوتاه نیز شایسته تقدیر شناخته شدند که اسامی آن به شرح ذیل است:

داستان کوتاه "به یاد دریاقلی" و "زنی بر بام" نوشته مریم محمدی

داستان کوتاه "زندانی شماره 18" و "باغ مه گرفته" نوشته معصومه عیوضی

داستان کوتاه "طرف حساب" اثر منا اسکندری

داستان کوتاه "ای نامی که می روی به سویش" اثر سیده عذرا موسوی

داستان کوتاه "سنگچین" نوشته محمدرضا خبوشان

داستان کوتاه "بابای من توی یک عکس شهید شد" اثر عباس قدیرمحسنی

داستان کوتاه "غواصی که شناه نمی دانست" نوشته مهرداد موسویان

داستان کوتاه "بی نشان" نوشته بهناز ضرابی زاده

داستان کوتاه "مزه نقل" نوشته طیبه میرزاآقایی

داستان کوتاه "حضور" و "حضور محترم پدر عزیز و دوستمان" اثر هاجر ملک محمودی

داستان کوتاه "چون تو پسری" اثر فاطمه رئوفی تبار

داستان کوتاه "یوریک" اثر احسان قدیری

داستان کوتاه "میان دست ها" نوشته حامد امامی

داستان کوتاه "حنابندان" اثر فرزانه ایران نژاد

داستان کوتاه "یادگاری ها" و "من فقط یک عکاس بودم" اثر فرزاد بیات موحد

داستان کوتاه "شب ناگهان" اثر ذبیح الله ذبیحی

این جشنواره همچنین در بخش داستان کوتاه سال اثر "اندوه جاوادنه" از کتاب پیش از سپیده دم نوشته فرزاد شیرزادی و اثر "انگشت در مشت" از کتاب آدم های هزار سال بعد، نوشته ابراهیم باقری حمیدآبادی را شایسته تقدیر معرفی کرد.

نظرافراد بزرگ سینمای جهان درباره فیلم اصغرفرهادی

پیمان معادی در روزنامه شرق نوشت: اگر همه چيز طبق برنامه و مرتب پيش رفته باشد، در ساعاتي كه زينک صفحات روزنامه زير ماشين چاپ مي رود، هواپيمايش از تهران به مقصد لس آنجلس پرواز مي كند. البته اين پرواز مستقيم نيست، پس در استراحت كوتاهي كه در يك كشور دوم دارد، دست كم نامه اش را در سايت روزنامه مي تواند ببيند. مي رود به لس آنجلس تا چند روز ديگر درست مثل زماني كه در هتل «بورلي هيلز» (گلدن گلوب) همراه «اصغر» بود، در لس آنجلس و تالار «كداك تيه تر» هم همراهش باشد. «پيمان معادي» قبل از اينكه مسافر اين سفر باشد در همين تهران كه انار ندارد، سيمرغ بهترين فيلم از نگاه مردم را براي فيلم «برف روي كاج ها» با خود مي برد. سيمرغي كه باعث شد تا ياد قدرداني «فرهادي» از مردم سرزمينش بيفتد، سيمرغي كه بهانه اي شد تا براي «اصغر فرهادي» نامه اي بنويسد. نوشته است از تمام اتفاقاتي كه براي سينماي ايران به بهانه يك «جدايي... » رخ داده است.

از اظهار نظر «وودي آلن» و «اسپيلبرگ» درباره «جدايي... » تا واكنش «برد پيت» و «آنجلينا جولي» حين تماشاي فيلم. پيغام ها و پسغام هايي سينمايي كه خواندن شان غرورآفرين است و ثبت شان توسط «معادي» برگي از تاريخ سينماي ايران. شمارش معكوس براي مراسم اسكار آغاز شده است. دوشنبه 26 فوريه يا همان هشتم اسفند سال جاري مي تواند روز مهمي براي ايرانيان باشد. مثل همه «هشتم» هاي ديگر كه ايران را غرق شادي كرد. مثل هشتم آذر 76. انگار كه «اصغر فرهادي» همان «خداد عزيزي» باشد.

چه فرقي مي كند بهانه فوتبال باشد، سينما يا حتي سياست! براي اين فرقي ندارد كه يك بار در فيلم مستند «تهران انار ندارد» ديدم و شنيدم كه؛ « از اهالي تهران، 94درصد شاعرند و بقيه سينماگر» باري مهم اين است كه مردم دوباره مي خندند. حالااين شما و اين نامه «پيمان معادي» كه بايد به دست «اصغر فرهادي» برسد.
    
    اصغر فرهادي عزيز
     از زمان بازگشتم از مراسم گلدن گلوب و حلقه منتقدان لس آنجلس كه همراه با تو و فيلم مان در آن حاضر بودم، مي خواستم اين نامه را بنويسم؛ اما تلاش براي آماده شدن فيلم اولم «برف روي كاج ها»، مجال مناسبي باقي نگذاشت. در مراسم پاياني جشنواره فجر، وقتي فيلمم جايزه بهترين فيلم از نگاه مردم را مي گرفت، ياد تو افتادم. تو كه هميشه قدردان مردم سرزمينت، سرزمين مان، بودي و هستي؛ و با خودم گفتم حالاوقت اين نامه است.

به خصوص كه كمتر از 10روز ديگر به برپايي مراسم اسكار مانده؛ و خواهم گفت ربط اين ماجرا با آن ياد و ارزش مردم و نظرشان چيست. يكي از خطاهاي ديد آدمي، اين است كه وقتي چيزي را از نزديك تجربه مي كند، متوجه عظمت آن نمي شود. سفر و تجربه هاي اخيري كه با ديدن و شنيدن واكنش هاي مختلف نسبت به «جدايي نادر از سيمين» در كنارت داشتم، به تلاشم براي اينكه دچار اين خطاي ديد نشوم، بسيار كمك كرد. مطمئنم خيلي از مردم ايران از خواندن اين واكنش ها شادمان خواهند شد.

خصوصا در روزهايي كه عده اي تلاش دارند، موفقيت هاي اين فيلم را به دلايل واهي به سياست ربط دهند و همين انگيزه براي من كافي است تا اين نامه را بنويسم و منتشر كنم. واكنش هاي ديگري هم كه پيش مي آيد، ممكن است حرف هايي را در پي داشته باشد كه چندان اهميتي ندارد. از قديم مي گفتند هميشه بدتر از اين كه پشت سرت حرف بزنند، اين است كه پشت سرت هيچ حرفي نزنند! همان اوايل سفر اخير، وقتي محمود كلاري كه در شرق آمريكا و در تجربه تحسين شدن فيلم در حلقه منتقدان نيويورك همراهت بود، در تماس تلفني به من گفت كه تجربه بسيار عجيبي در مورد اين فيلم در انتظارمان است، به قدر كافي تعجب كردم.

كلاري مي گفت نكته اساسي اين است كه ما با سينما زندگي كرده ايم و سال هاي سال فيلم و مراسم سينمايي را ديده ايم؛ و حالابه خودمان مي گوييم قرار است بعضي از نام هاي بزرگ را در اين گونه مراسم ببينيم، در حالي كه اين بار در كمال تعجب، آنها منتظرند تا ما را ببينند! و اين خاصيت فيلم هاي بزرگ است. تجربه هاي قبلي البته ميزان تعجب يا هيجان آدم را از اين واكنش ها كمتر مي كند. اما هرگز آن را از بين نمي برد. حس پشت حرف كلاري را بعدا ذره ذره لمس كردم.

وقتي وودي آلن كه هميشه در نظرم سرچشمه خلاقيت بوده، به واسطه خواهرش برايت پيغام داده بود كه طبق معمول نمي تواند - يا نمي خواهد - به مراسم بيايد ولي دوست دارد در نيويورك ما را ملاقات و درباره فيلم صحبت كند، تازه فهميدم آنچه از قول او درباره فيلم شنيده بودم، چه معنايي داشت: آلن گفته بود سال ها بود نه تنها از سينماي ما، بلكه به طور كلي از سينما انتظار نداشته كه در اين دوران بتواند چيزي بيافريند كه چنين تاثيري روي او بگذارد! وقتي توماس لانگمن پسر كلود بري، كارگردان و تهيه كننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوي كه خودش تهيه كننده فيلم آرتيست و برنده انبوهي جايزه است، مي گفت همه دارند از محصول من تعريف مي كنند اما وقتي فيلم تو را ديدم، آرزو كردم كه كاش من آن را تهيه كرده بودم، همه چيز داشت معناي كامل تري پيدا مي كرد.

(لانگمن نفرکناری اصغرفرهادی است که همین چند وقت پیش یکی از فیلمای قدیمیش از کانال4پخش شد)

178-cuBhg.Em.55
عکس های مورد دار لیلا حاتمی

 وقتي براد پيت مي گفت شب قبل از برگزاري جلسه مطبوعاتي گلدن گلوب، دي وي دي جدايي نادر از سيمين را در دستگاه گذاشته اند و در ميانه هاي همان صحنه دادگاه اول فيلم، آنجلينا جولي با ديدن آن جدل زناشويي فيلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصله اي انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه داده اند، اطمينانم بيشتر شد وقتي آنجلينا جولي درباره كار بعدي ات پرسيد و ساده و راحت درخواست كرد كه در فيلمت بازي كند و در پاسخ حرفت كه گفتي شخصيت زن فيلمت فرانسوي زبان است و گفت تا آن تاريخ مي تواند زبان فرانسه ياد بگيرد، من غرق در غرور شدم.

وقتي مريل استريپ درباره جزييات كارگرداني يا بازي صحنه هاي مختلف فيلم مي پرسيد و با اشتياق گفت دوست دارد با تو كار كند، وقتي استيون اسپيلبرگ گفته بود كه اعتقاد دارد جدايي نادر از سيمين با فاصله زياد بهترين فيلم امسال دنياست، وقتي ديويد فينچر نيم ساعت وقت گذاشت تا با تو حرف بزند و نظرهايش را بگويد، وقتي چند سينماگر سرشناس مي گفتند كه فيلم را نديده اند اما تعريف هاي زياد فرانسيس فورد كوپولارا درباره آن شنيده اند و خيلي كنجكاوند، وقتي الكساندر پين كه خودش گلدن گلوب فيلم و كارگرداني را گرفت فقط به دليل علاقه به فيلم تو در طول آن روزها به يكي از نزديك ترين دوستان هم صحبت ات بدل شده بود و در هر دو مراسم گلدن گلوب و حلقه منتقدان لس آنجلس مي گفت در طول حرف هايت روي صحنه سعي مي كرده انرژي مثبت به سمت تو بفرستد.

وقتي ديگراني كه مجاز نيستم نام شان را بياورم، از فيلمت به عنوان يكي از محبوب ترين هاي فهرست شخصي شان در دو، سه سال اخير ياد مي كردند، تازه درست دستگيرم شد كه فيلم در دل آدم هايي كه سالي ده ها فيلم بزرگ و تاثيرگذار مي بينند يا يكي ، دوتايش را هر سال مي سازند، چه مرزهايي را درنورديده و چه قله هايي را فتح كرده است. در مراسم برگزيدگان منتقدان آمريكا (Critics’ Choice Award) كه باب ديلن بزرگ قطعه جديد بسيار زيبايي را روي صحنه اجرا كرد، ما از لذت شنيدن و ديدن اجرايش حرف مي زديم و به ما گفتند اگر مي دانستيد خود باب درباره فيلم تان با چه لذتي حرف مي زد، چه مي گوييد. و اين تازه بخشي از آن چيزي است كه من شنيدم و ديدم. باقي اش بماند براي روزگاري ديگر، مخصوصا داستان تو و رابرت دنيرو كه اميدوارم آقاي كلاري روزي تعريفش كند. اصغر فرهادي عزيز، در جلسه مطبوعاتي ويژه گلدن گلوب، يكي از چهار، پنج باري كه حاضران به شكلي استثنايي در ميان حرف هاي تو دست زدند، در جواب سوالي بود كه مي پرسيد چطور با محدوديت هاي توي ايران چنين فيلمي ساخته اي.

گفتي هيچ كس مرا مجبور نكرده بود آنجا با وجود محدوديت ها فيلم بسازم، خواست خودم و قصه اي كه داشتم، طوري بود كه بايد همانجا و با همان شرايط ساخته مي شد و براي ساخت اين فيلم شما فكر كنيد همه چيز همان طور كه من دلم مي خواسته فراهم بوده است. گفتي نمي خواهم بگويم شرايط فيلمسازي در كشورم آرماني است، اما تصويري هم كه شما از فيلمسازي در ايران داريد، خيلي دقيق نيست. اين حرف هايت وقتي يادم آمد كه لابه لاي حرف ها و كارها و مصاحبه هاي مختلف، به من راجع به طرحي مي گفتي كه قرار است در آينده در تهران بسازي و آن را خيلي دوست داري.

 حرف ديگرت كه باز به تشويق حاضران آن جلسه انجاميد، همان بود كه گفتي تفاوت هاي مردمان نقاط مختلف دنيا بسيار كمتر از شباهت هايشان است، اما به نفع سياست است كه تفاوت ها و فاصله ها را بيشتر جلوه دهد و بر آنها تاكيد كند.

 اين روزها كه در ايران خبر جوايز فيلم تو حتي مانند نوعي گسترش فرهنگي عمل مي كند و از جمله، گاهي حتي طيف هايي را به پيگيري اخبار فرهنگي وامي دارد كه به طور معمول هيچ كاري به اتفاق هاي هنري نداشتند، اين روزها كه تبريك هاي هر همكار و هر دوست، هر رهگذر خيابان و حتي هر بيمار اتاق هاي بيمارستاني كه براي بستري كردن و ترخيص پدرم به آن پا گذاشتم، اميد را در دل آدم مي كارد و مي پروراند، ياد همان حرفت مي افتم. بله، بين مردمان مختلف دنيا و احساس هاي انساني شان، تفاوت ها ناچيز است. اما آن نفعي كه گفتي، آنقدر همه جا رخنه كرده كه همين مردم اين روزها در گذر و خيابان از من مي پرسند وقتي از آمريكا برگشتي، كاري با تو نداشتند؟ در خود مراسم، چه حال خوبي بود وقتي من هم مثل ميليون ها ايراني حرف هايت را موقع دريافت جايزه شنيدم.

از آن بالاكه چشم مي انداختي، مي ديدي همه بزرگان سينما كه عمري كارهايشان را ديده اي و درباره شان خوانده اي، بهت زل زده اند؛ و انگار عشق و انرژي مردم ايران باعث شده بود ما آنجا محكم بايستيم. آن لحظه اي كه تو از مردم ياد كردي، مي دانستم ميليون ها نفر در كشورمان هم به ما زل زده اند و تو به پشتوانه عشق شان، به جاي هر عزيز ديگرت از آنها ياد كردي؛ و راستش اصغر، آن بالاچه حالي داد ايراني بودن.

قدر و منزلتي كه تو براي اين مردم قايلي، زماني با آن نمايندگي كردن به درستي پيوند مي خورد كه حرف آن منتقد آمريكايي را به ياد بياوريم؛ كه در يادداشتي بر جدايي نادر از سيمين نوشته بود: «اگر مي خواهيد تهديدي نثار اين كشور كنيد، بهتر است قبل از آن اين فيلم را ببيند، تا بدانيد با چه مردماني روبه روييد، تا در تصميم خود تجديد نظر كنيد.» اينكه يك فيلم بتواند چنين دستاوردي، چنين تاثيري داشته باشد، يعني اينكه تو بارها بيشتر از آن جمله هايي كه در ستايش مردمان ديارمان مي گويي، دين خودت را به آنها ادا كرده اي.

حالاديگر واقعا مهم نيست كه فيلم در يكي از دو رشته «فيلم خارجي» و «فيلمنامه» كه نامزد شده، جايزه آكادمي را بگيرد يا نه. مهم تر اين است كه اين فيلم در طول اين مدت به اين مردم اميد، اشتياق و افتخار بخشيد. براي همين اميد، اشتياق و افتخار است كه مي خواهم با صدايي صد بار بلندتر از آن فريادي كه بعد از جايزه گرفتن ات در جشنواره برلين، در سالن برليناله پالاس برآوردم، فرياد بزنم: «اصغر؛ خيلي چاكريم! »
عکس پدر و برادر اصغرفرهادی در خمینی شهر

گروه اینترنتی بروزترین مجله اینترنتی/partizan0131.persianblog.ir

مایه افتخار ایران

کمی با تاخیر...

ادبیات و سینما همیشه در کنارهم بوده اند...

آقای اصغر  فرهادی...

ازاینکه امید را در دل تمام ایرانیان به خصوص قشرهنرمند زنده کردید...متشکریم!

مراسم اسکار 2012 - Oscar 2012

اصغر فرهادی: سلام به مردمِ خوب سرزمینم. در این لحظه بسیاری ایرانیان سرتاسر جهان دارند ما را نگاه می کنند. فکر می کنم آن ها بسیار خوشحال اند. آن ها تنها به خاطر این جایزه ی مهم یا یک فیلم یا فیلم ساز خوشحال نیستند. آن ها خوشحال اند چون در این زمان که صحبتِ جنگ و تهدید و حمله بین سیاستمداران رد و بدل می شود، این جا صحبت از فرهنگ غنی کشورشان ایران است. یک فرهنگ غنی و قدیمی که زیر گرد و غبار سیاست پنهان مانده است. من با افتخار این جایزه را تقدیم مردم سرزمین ام می کنم. مردمی که برای همه فرهنگ ها و تمدن ها احترام قائل اند و با نفرت و خشونت سر سازگاری ندارند.

مراسم اسکار 2012 - Oscar 2012

مراسم اسکار 2012 - Oscar 2012

مراسم اسکار 2012 - Oscar 2012


84th Academy Awards
(برندگان بخش بازیگری:

ژان دوژاردن بهترین بازیگر مرد برای فیلم آرتیست
مریل استریپ بهترین بازگیر زن(پس از سالها نامزدی اسکار) برای فیلم بانوی آهنین
اکتاویا اسپنسر نقش مکل زن برای فیلم خدمتکار
کریستوفر پلامر نقش مکمل مرد برای فیلم مبتدی ها)

حتما درایو با فیلمنامه ی حسین امینی رو با بازی محشر رایان گسلینگ عزیز رو ببینین...درخت زندگی رو هم به خاطر زاویه های ناب دوربینش ببین نه چیز دیگه...

عکس ها و اطلاعات بیشتر اسکار2012
http://oscar.go.com

پرفروش ترین های نشرچشمه

لیست پرفروش ترین کتاب های نشرچشمه(شعر-داستان-رمان) در بهمن ماه ۹۰:

 

یک: عشق روی‌ پیاده‌رو ـ مصطفی مستور (چاپ یازدهم)

دو: جیرجیرک ـ احمد غلامی (چاپ اول)

سه: کافه پیانو ـ فرهاد جعفری (چاپ سی ‌و سوم)

چهار: استخوان‌های خوک و دست‌های جذامی ـ مصطفی مستور (چاپ بیست و یکم)

پنج: یوسف‌آباد خیابان سی ‌و سوم ـ سینا دادخواه (چاپ هشتم)

شش: حالا یک کلاه قرمز آفتابی دارم ـ عطیه راد (چاپ‌ اول)

هفت: بازتاب نفس صبحدمان ـ فریدون مشیری (چاپ دوازدهم)

هشت: نیل ـ محمد تقوی (چاپ اول)

نه: کتاب اشتیاق ـ لئونارد کوهن / احسان مهتدی (چاپ اول)

ده: حفره‌ها ـ گروس عبدالملکیان (چاپ ششم)

اختتامیه جایزه ادبی یوسف

اختتامیه پنجمین جایزه ادبی یوسف(داستان کوتاه دفاع مقدس) 7اسفند ساعت15-17 در فرهنگ سرای ارسباران برگزار می شود.

فراخوان خوانش داستان

انجمن علمی ادبیات داستانی از نویسندگان جوان دعوت به عمل می آورد:

داستان خود(فقط یک اثر) را برای خوانش با موضوع آزاد در حضور اساتید و دانشجویان(توسط خودتان) به انجمن تحویل دهید.

حداکثر تاریخ تحویل آثار:

چهارشنبه 10/12/90

تبصره ها:

داستان ها در یک طرف برگ آ4 باشند و بیشتر از 10صفحه نباشند با ذکر عنوان اثر، نام و نام خانوادگی، رشته تحصیلی و سال ورود در یک برگ جدا و ذکر نام و نام خانوادگی مجددا در پایان داستان.

برندگان دوره11جشنواره گلشیری

آفتاب:
کمیته جایزه یازدهمین دوره جشنواره ادبی گلشیری برندگان این جایزه در رشته های مختلف را معرفی کرد. 

بنیاد هوشنگ گلشیری امروز جمعه ۲۸ بهمن(۱۷ فوریه) اعلام کرد که کمیته جایزه یازدهمین دوره پس از بررسی داوران و اعلام رای آن‌ها برگزیدگان را معرفی کرد.

بر اساس این گزارش، رمان "زیر آفتاب خوش خیال عصر" نوشته جیران گاهان به عنوان بهترین رمان در بخش اولین رمان (از بین رمان های منتشر شده در سال ۸۹ ) معرفی شد. 

در بخش رمان، به علت تفاوت زیاد در آرای داوران، هیچ رمانی از نویسنده هایی که پیشتر رمان منتشر کرده اند، انتخاب نشد. 

نامزدهای این بخش عبارت از"خنده‌ شغال" نوشته وحید پاک‌طینت، "رام‌کننده" نوشته محمدرضا کاتب، "لب بر تیغ" نوشته حسین سناپور و "ماه کامل می‌شود" نوشته فریبا وفی بودند. 

دو مجموعه داستان "آدم ها" نوشته احمد غلامی و "کتاب ویران" نوشته ابوتراب خسروی به عنوان بهترین مجموعه داستانها در بخش مجموعه داستان های منتشر شده در سالهای ۸۸ و ۸۹(از نویسنده هایی که پیشتر مجموعه داستان منتشر کرده اند) انتخاب شدند. 

همچنین دو مجموعه داستان"پرتره مرد ناتمام" نوشته امیر حسن یزدان بد و "خواب با چشمان باز" نوشته ندا کاووسی فر به عنوان بهترین اثر (از نویسنده هایی که پیشتر مجموعه داستان منشر نکرده اند) انتخاب شدند. 

کمیته یازدهمین دوره جایزه فرهنگی گلشیری همچنین اعلام کرد که می کوشد تا در بهار سال آینده در مراسمی جوایز را به برندگان اهدا و از محمود دولت آبادی نیز تجلیل کند. 

با اینکه بعد از برگزاری دوره نهم جایزه گلشیری، بنیاد گلشیری اعلام کرده بود که این جایزه از این پس به صورت دو سالانه به برندگان اعطا می شود، کمیته دوره یازدهم تصمیم گرفت جریان برگزاری این مناسبت فرهنگی را به روال سابق بازگردد و بار دیگر آن را سالانه کند. 

اعضای کمیته این دوره جایزه، یونس تراکمه، علی خدایی و محمدحسن شهسواری بودند و مجموعه داستان های چاپ اول سال ۸۸ و ۸۹ توسط برگزیدگان این افراد بررسی شد. 

داوران جایزه ادبی هوشنگ گلشیری در دوره دهم اعطای این جوایز ، "نگران نباش" نوشته مهسا محب‌علی را در بخش رمان و "احتمالاً گم شده‌ام" نوشته سارا سالار را در بخش رمان اول به‌عنوان برگزیدگان دهمین دوره جایزه ادبی بنیاد گلشیری معرفی کرده بودند. 

این در حالیست که سال گذشته جایزه به صورت دو سالانه بود و فقط رمان های دو سال قبل ارزیابی شد و داستان های کوتاه به همین دلیل اصلا ارزیابی نشدند. 

به گزارش ایسنا، در مراسم پایانی دهمین جایزه‌ گلشیری که در لواسان برگزار شد از علی‌اشرف درویشیان از اعضای کانون نویسندگان ایران تقدیر به‌عمل آمد.

چهارکتاب ازنشرچشمه برنده ی جایزه گلشیری

س از بررسی داوران و اعلام رأی‌شان، کمیته‌ی جایزه‌ی یازدهمین دوره (یونس تراکمه، علی خدایی، محمدحسن شهسواری) برگزیدگان را به شرح زیر اعلام کردند. بنیاد گلشیری خواهد کوشید تا در بهار سال آینده در مراسمی جوایز را به برندگان اهدا و از محمود دولت‌آبادی، داستان‌نویس معاصر، تجلیل کند.

میان برندگان یازدهمین دوره‌ی جایزه‌ی گلشیری، چهار کتاب نشرچشمه به چشم مي‌خورد، این در حالی است که در لیست نهایی این دوره هم سیزده اثر از نشرچشمه داوری شدند.

 

در بخش مجموعه‌‌‌داستان منتشرشده در سال‌های 88 و 89 با داوری لی‌لی گلستان، کیومرث پوراحمد، خسرو دوامی و محمدآصف سلطان‌زاده از میان نامزدهای این بخش دو اثر با آرای مساوی برگزیده شدند: «آدم‌ها» نوشته‌ی احمد غلامی و «کتاب ویران» نوشته‌ی ابوتراب خسروی.

در میان نامزدهای این بخش مجموعه‌داستان‌های «ابر صورتی» نوشته‌ی علیرضا محمودی ایرانمهر، «برو ولگردی کن رفیق» نوشته‌ی مهدی ربی، «بماند...» نوشته‌ی بهناز علی‌پور گسکری و «تو هیچ گپ نزن» نوشته‌ی محمدحسین محمدی حضور داشتند که در بخش «جهان تازه‌ی داستان» نشرچشمه منتشر شده‌اند.

 

در بخش مجموعه‌داستان اول منتشرشده در سال‌های 88 و 89 با داوری کامران بزرگ‌نیا، مجتبی پورمحسن، علی خدایی، و امیرحسین خورشیدفر از میان نامزدهای این بخش دو اثر با آرای مساوی برگزیده شدند: «پرتره‌ی مرد ناتمام» نوشته‌ی امیرحسین یزدان‌بد و «خواب با چشمان باز» نوشته‌ی ندا کاووسی‌فر.

در بخش مجموعه‌داستان اول به‌جز دو مجموعه‌داستان برنده، اولین مجموعه‌داستان علی شروقی با عنوان «شکار حیوانات اهلی» هم از مجموعه‌ی «جهان تازه‌ی داستان» نشرچشمه میان نامزدهای نهایی این بخش حضور داشت.

 

در بخش رمان اول منتشرشده در سال 1389 (از نویسندگانی که پیش‌تر رمان منتشر نکرده‌اند) با داوری فرشته احمدی، فرهاد توحیدی، و فرهاد کشوری از میان نامزدهای این بخش رمان «زیر آفتاب خوش‌خیال عصر» نوشته‌ی جیران گاهان رمان اول برگزیده‌ی یازدهمین دوره اعلام شد.

در این بخش هم جز رمان برنده، اولین رمان آراز بارسقیان با عنوان «یکشنبه» از مجموعه‌ی «کتاب‌های قفسه‌ی آبی» نشرچشمه در میان نامزدها حضور داشت.

 

در بخش رمان منتشرشده در سال 1389 با داوری هلن اولیایی‌نیا، امیر احمدی آریان و محمود فلکی فاصله‌ی زیاد آرای سه داور سبب شد که تعیین برگزیده‌ی این بخش از میان نامزدها برای کمیته‌ی جایزه امکان‌پذیر نباشد و بنابراین جایزه‌ی گلشیری در این بخش برنده‌ای اعلام نکرد.

در این بخش سه رمان «خنده‌ی شغال» نوشته‌ی وحید پاک‌طینت، «رام‌کننده» نوشته‌ی محمدرضا کاتب و «لب بر تیغ» نوشته‌ی حسین سناپور که هر سه از سوی نشرچشمه منتشر شده‌اند به لیست نامزدهای نهایی راه یافته بودند.

ساعات کاری انجمن

شنبه      مروارید نیک بین     ساعت12الی1/15


یک شنبه      فاطمه محمدبیگی      ساعت12الی1/15 و گاهی اوقات1/30الی15


دوشنبه       نسترن صباحی(دبیر انجمن) به همراه پونه همتی       ساعت10الی1/15


فریباپیلتن هم درروزهای دیگربه همراه دیگران حضورخواهد داشت.


برای لحظه های پُر از حس داستان  پذیرای شما هستیم.

هروقت هوس کردید بیایید...فقط چند قدم راه...

دورهم می نشینیم مجله همشهری داستان می خوانیم یا بحث داستانی راه می اندازیم و یاحتی داستان هایمان را بدون استرس و خجالت برای هم می خوانیم...

http://ups.night-skin.com/up-90-11/263859-161179323952207-100828189987321-342248-5156833-n.jpg

عضوگیری

انجمن علمی ادبیات داستانی(رادفا)که پس از رای گیری تشکیل شد و پس از برگزاری جلسات متعدد برای برنامه ریزی(که به معرفی اعضا و شرح جلسات درپست های بعد خواهیم پرداخت) شروع به عضو گیری کرده است.
دوستان عزیز از از تمامی رشته ها و به خصوص رشته های ادبیات داستانی و ادبیات دعوت می شود برای ثبت نام و اطلاعات بیشتر به دفتر انجمن واقع در خانه فرهنگ اتاق19 مراجعه نمایند.

همراه داشتن یک قطعه عکس و کپی کارت دانشجویی الزامی است....برای دوستانی که امکانش را ندارند همین کافی است که تا این هفته فرم پرکنند و هفته های بعد(حداقل تا2هفته بعد) مدارکشان را تحویل دهند.
تا پایان این هفته منتظر حضورتان هستیم.

آخرین نامه ی مارکز


 گابریل گارسیا مارکز به سرطان لنفاوی مبتلاست و می‌داند عمر زیادی برایش
باقی نیست. بخوانید چگونه
در این نامهٔ کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی می‌کند:
 


«اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو
کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرجه به بهترین وجه ممکن استفاده
می‌کردم. به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندنم، اما یقینا هرچه را
می‌گفتم فکر می‌کردم. هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها
می‌دادم. کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که
چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم. راه را از‌‌ همان جایی ادامه
می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین
هنوز در خوابند. اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ ساده‌تر
لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در
آفتاب عریان می‌کردم. به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر
عاشق نمی‌شوند بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند. به بچه‌ها بال
می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند. به سالمندان
می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است. چه
چیز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] یاد نگرفته‌ام...
یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قلهٔ کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند
مهم صعود از کوه است. یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت
می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند. یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق
دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند
کند. چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام... .
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا. اگر می‌دانستم امروز
آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو
گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در
آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که
تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را
می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما
دهد.
کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و
نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»،
«متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی
استفاده کن.
هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری.
خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری
بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با
اهمیت نخواهد گشت.

آرزو می‌کنم و امید دارم از این نامه‌ی کوتاه خوشتان آمده باشد و آن را برای
تمام کسانی که به آن‌ها علاقه‌مندید بفرستید حتی اگر دوباره به خودت برگردد.»

همراه با عشق
«گابریل گارسیا مارکز»
منبع: مجله «بخارا»؛ شماره ۸۲؛ ص۷۸ و ۷۹ .



پ.ن: با تشکر از مروارید

دگرگونی

سلام به همه ی دوستان ادبیات داستانی وبلاگ به اعضای انجمن جدید منتقل داده شد و حالا قراراست تغییراتی در لینک ها(کاهش و افزایش) و ترتیب بخشیدن به آن ها داده شود.

یک تبریک هم بابت تغییر اسم دانشگاه از تربیت معلم به خوارزمی به دوستان عزیز.

هنوز هم همراه ما باشید...

حسین بیات: غیرایرانی‌ها شاهنامه را بزرگترین اثر حماسی جهان نمی‌دانند.


حسین بیات: غیرایرانی‌ها شاهنامه را بزرگترین اثر حماسی جهان نمی‌دانند.


دومین جلسه از سلسله نشست‌های «بحث و بررسی شناخت و بازخوانی اسطوره و حماسه در شاهنامه فردوسی» به همت اداره فعالیت‌های دینی، هنری و ادبی معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد تربیت معلم برگزار شد.

به گزارش ایسنا، دکتر حسین بیات، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم، در این نشست که شامگاه گذشته (دوشنبه، ۹ آبان) در پردیس کرج دانشگاه تربیت معلم برگزار شد، گفت: اسطوره‌ روایتی مربوط به پاسخ‌های نخستین بشر به سوال‌های اساسی او درباره هستی و زمان‌های ازلی است و داستان‌هایی عمدتا شفاهی است که در دوره‌های پیش از تاریخ شکل گرفته‌اند و سینه به سینه نقل شده‌اند و تا روزگار ما باقی مانده‌اند و معمولا در دوره تاریخی جمع‌آوری و مکتوب شده‌اند و بر آثار بعد از خود تاثیر گذاشته‌اند.

 
http://www.soriyas.blogfa.com/post-107.aspx

ادامه نوشته

درس ادبیات نمایشی

قابل توجه دوستانی که در نیمسال دوم سال تحصیلی 91-90 درس ادبیات نمایشی گرفته‌اند، منابع درس و امتحان به این ترتیب است:

-         اتاق، هارولد پینتر، ترجمه سارا خلیلی جهرمی دانلود

-         در انتظار گودو، ساموئل بکت، ترجمه بهروز حاجی محمدی

-         باغ آلبالو، آنتوان چخوفُ  باغ البالو 

-        خرده جنایت های زناشوهری، اریک ایمانوئل اشمیت متن

قبل از شروع ترم این کتاب‌ها باید مطالعه شده باشند. این منابع تماماً در نت وجود دارد و می‌توانید دانلود کنید.

فراخوان مقاله دومين شماره دوفصلنامه تفكر و كودك

گروه فكرپروری برای كودكان و نوجوانان (فبك) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نظر دارد دومين شماره دوفصلنامه علمی-تخصصی تفكر و كودك را با مضامين كلی زير به چاپ برساند:

1-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و آموزش تفكر (تفكر انتقادی، خلاق، مسئولانه و...)
2-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و آموزش و پرورش
3-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان: آموزش اخلاقيات، حقوق شهروندی و اخلاق زيستی
4-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و جامعه مدرن
5-    حقوق آموزشی كودكان و نوجوانان و مسئوليت‌ها
6-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و روانشناسی كودك
7-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان و ادبيات داستانی
8-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان در برنامه‌هاي مختلف آموزشی
9-    فلسفه برای كودكان و نوجوانان در كشورهاي مختلف دنيا و دستاوردهای آن
10-  فلسفه برای كودكان و نوجوانان در ايران–زمینه‌ها و چالش‌ها
11-  فلسفه دوران كودكی

از عموم استادان، صاحب‌نظران و دانشجويان علاقه‌مند دعوت می‌شود مقاله‌های تأليفی خود را برای چاپ  در اين دو فصل‌نامه ارسال كنند.
پست الكترونيك: fabak.j@ihcs.ac.ir                          تلفن: 88003053-021

وبلاگ یا وب‌سایت داستان‌نویسان ایرانی:


در این پست لینک وبلاگ یا وب‌سایت نویسنده‌های کم‌کار و پرکار، پیر و جوان، تازه کار و کهنه‌کار، کنار هم درج شده است.
لازم به ذکر است بعضی شاعران، گاهی داستان‌نویسی در وجودشان نهیب به نوشتن می‌زده. آن‌ها را هم به این لیست اضافه کردیم.

لینک‌ها در ادامۀ مطلب:
ادامه نوشته

چند لینک‌ برای دانلود کتاب‌های داستانی و شاید گاهی غیر داستانی:

قفسه

کتاب‌خانۀ مجازی ادبیات داستانی

کتاب پارسی

کتاب‌خانۀ نود وهشتی‌ها

دانلود کتاب

پایگاه اینترنتی تک‌کتاب

کتاب‌خانۀ مجازی و قفسۀ کتاب


(از دوستان عزیز خواهش داریم، ما را تکمیل این لیست یاری کنند.)

گزارش تصویری تعدادی از جلسات انجمن علمی ادبیات داستانی:

جلسۀ نشست دانشجویی عصر داستان با حضور دکتر پارسانسب:




جلسۀ اول سلسله نشست داستانی با حضور آقای فارس باقری:


جلسۀ دوم سلسله نشست داستانی با حضور آقای سیداحمد وکیلیان:


کارگاه داستان لمس هستی

كارگاه داستان نويسی «لمس‌هستی» در مركز همايش‌های مجموعۀ فرهنگی‌هنری تهران پذيرای همه كسانی است كه از بازآفرينی جهان در واژه‌ها لذت می‌برند.
كوشش بر آن است كه اين كارگاه به شكل شناور و غيرترمی برگزار شود تا هرجلسۀ آن به طور مستقل برای شركت كنندگان دارای استفاده باشد.
اين كارگاه هر چهارشنبه از ساعت 3 تا 5 عصر در سالن همايش‌های مجموعۀ فرهنگی‌هنری تهران برگزار می‌شود.
هزينۀ شركت در هر جلسه دو هزار تومان است. برای ثبت نام و اطلاع بيش‌تر از شرايط و ويژگی‌های كارگاه داستان‌نويسی «لمس‌هستی» با شمارۀ 77523820 تماس گرفته يا به نشانی زير مراجعه كنيد:
 تهران، خيابان شريعتی، رو به روی بهار شيراز، مجموعۀ فرهنگی هنری تهران (سينما ايران) طبقۀ‌ سوم، دفتر مركز همايش‌ها.
دبير و مجري كارگاه داستان نويسی «لمس هستی»
عليرضا محمودی ايرانمهر

کارگاه داستان هزار افسان

کارگاه داستان‌نویسی هزارافسان سه‌شنبه‌ها ساعت 16:30 فرهنگسرای ملل -پارک قیطریه- برگزار می‌شود.
حضور برای همه علاقه‌مندان جهان داستان آزاد است.

برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ کارگاه مراجعه کنید.

کارگاه آشنایی با داستان نویسی فلسفه برای کودکان

گزارش برنامه‌های انجمن علمی ادبیات داستانی در سال تحصیلی 88-89:

- برگزاری دو جلسه نشست دانشجویی عصر داستان

- برگزاری یک جلسه سینما اقتباس، پخش و نقد فیلم گاو، با حضور دکتر حسین بیات

- برگزاری دو جلسه از سلسله نشست داستانی:

. جلسۀ اول در تاریخ 13 ادریبهشت 89 با حضور آقای فارس باقری، داستان‌نویس، نمایش‌نامه نویس، منتقد و مدرس دانشگاه با محوریت زیبا‌شناسی داستان برگزار شد.

. جلسۀ دوم در تاریخ 26 اردیبهشت 89 با حضور آقای سیداحمد وکیلیان عضو انجمن بین‌المللی فولکلور و قصه‌شناسی، عضو انجمن بین‌المللی جوامع فارسی‌زبان، محقق، مدرس دانشگاه و مدیر مسئول فصلنامۀ فرهنگ مردم، با محوریت تاثیر فرهنگ عامه بر ادبیات داستانی برگزار شد.


معرفی رشتۀ ادبیات داستانی در دانشگاه  

معرفی رشته ادبیات داستانی در دانشگاه لینک زیر از ناشتا نوشته های یک معده ی زخمی و معرفی این رشته در دانشگاه آزاد تهران مرکز در لینک دوم

http://dasta.persianblog.ir/page/dastani


http://farheekhtegan.ir/content/view/12082/33/

اگر لینک ها به دلایلی باز نشد به ادامه مطلب مراجعه شود:

ادامه نوشته